معرفی کتاب بوطیقای ارسطو برای فیلمنامه  نویسان

ketabroom.ir_file_5954

معرفی کتاب بوطیقای ارسطو برای فیلمنامه نویسان

نویسنده: مایکل تی یرنو

مترجم: محمدگذرآبادی

نشر ساقی، چاپ دوم، ۱۳۹۱، ۳۵۰۰ تومان

خیلی از کتاب های فیلمنامه نویسی چند تا ویژگی دارند، یکی زیاده گویی است. مثلا داستان رابرت مک کی با اینکه کتاب خوبی است زیادی مفصل است و آدم تا بخواهد به آخرش برسد پیر میشود. یا کتاب سیدفیلد و بلیک اسنایدر زیادی خط کشی شده است و مدام درگیر اینکه صفحه چند چه بشود و چه نشود. «بوطیقای ارسطو» برای فیلمنامه نویسان» این ویژگی ها را ندارد، ۱۴۶ صفحه است، نمودار و جدول و خطکشی هم ندارد.

ترجمه­ دوست عزیزم، محمد گذرآبادی، مثل همیشه روان و خوب است. ترجمه­ چندین و چند کتاب آموزش فیلمنامه­ نویسی به او ابزار مناسبی برای چنین ترجمه­ هایی داده است. البته نسخه­ انگلیسی کتاب را هم من به شکل ای.بوک فکر میکنم داشته باشم، اگر کسی خواست می تواند بگیرد و خارجی­ اش را بخواند. نشر ساقی هم طبعا مثل همیشه کتاب را شیک و مجلسی منتشر کرده است.

مایکل تی یرنو نویسنده­ کتاب ظاهرا کارشناس فیلمنامه­ یکی دو تا از استودیو­های هالیوود بوده و هست. حرف اصلی کتابش این است که بوطیقا یا همان فن شعر ارسطو، هنوز هم کتاب مفیدی است و اصولش هنوز هم صحیح است. برای اثبات این حرف تی یرنو حتی تا جایی پیش می رود که عادات غذایی شخصیت را در شخصیت پردازی موثر میداند، و برای توجیه حرف هایش از متون دیگر ارسطو نیز کمک میگیرد. مباحث کتاب در مورد وارونگی بخت، غافلگیری، طرح های ساده و پیچیده، و کمدی، جالب و مفید هستند. اگرچه برخی قسمت ها ممکن است به نظر گنگ و نامفهوم باشد.

به هر حال با تمام این اوصاف و با وجود تمام ایراداتی که می تواند به کتاب وارد دانست یا ندانست و تمام بحث­هایی که در مورد چنین کتاب­هایی وجود دارد؛ به نظرم «بوطیقای ارسطو برای فیلمنامه نویسان» کتاب مفیدی است. اقلا من از خواندنش پشیمان نیستم و دو سه تا نکته­ جدید هم ازش یاد گرفته ام. یک چیز اساسی و مهم را هم نباید فراموش کرد. خود بوطیقای ارسطو از هر کتابی که برای شرحش نوشته اند مفیدتر و ساده تر است، از من می شنوید کتاب ارسطو را فراموش نکنید.

دانلود کتاب از ایده تا فیلمنامه

دانلود کتاب از ایده تا فیلمنامه

از ایده تا فیلمنامه

 

نام کتاب :  از ایده تا فیلمنامه

نویسنده :جعفر حسنی بروجردی

زبان کتاب :فارسی

تعداد صفحه :  ۷۷

قالب کتاب : PDF

حجم فایل : ۹۰۴ Kb

توضیحات :  جعفر حسنی بروجردی؛ فیلمنامه نویس و مسئول واحد طرح و فیلمنامه دفتر ادبیات نمایشی سیما فیلم در اقدامی خیرخواهانه کتاب آموزش فیلمنامه نویسی خود با نام “از ایده تا فیلمنامه” را بطور رایگان و به شکل Pdf در اختیار کلیه کتابخانه های مجازی کشور قرار داد. او دلیل این اقدام خود را کمک به هنرجویان و
علاقمندان رشته فیلمنامه نویسی عنوان کرد.
در مقدمه کتاب چنین آمده است: این کتاب را که حاصل ۲۰ سال
تدریس در رشته فیلمنامه نویسی است، به علاقمندانی تقدیم می کنم که می خواهند مشغله های ذهنی فاخرشان را در قالب های مورد انتظار آثار حرفه ای، به دفاتر تهیه و تولید فیلم عرضه کنند. حق الزحمه من دعای خیر استفاده کنندگان این کتاب است.


http://dl.parsbook.org/server3/uploads/ide-ta-filmnameh.zip

 

آموزش فیلمنامه نویسی برای سینما

آموزش فیلمنامه نویسی برای سینما-آلن آرمر

  

آموزش فیلمنامه نویسی سینمایی

 آلن آرمر

 

سینما شاید در نگاه اول وسیله ای باشد برای سرگرم کردن انسانها ما با دیدن یک فیلم با دنیایی جدید آشنا می شویم و این ادامه دارد . سینما مخاطب را به دام می اندازد و این دام را تنها یک شخص پهن می کند ، او فیلمنامه نویس است .

 

 

یک فیلمنامه نویس باید بنویسد از همه چیز از دنیا از تخیلات ، من و تو باید بنویسیم و تخیلاتمان را آزاد کنیم . این تخیلات ماست که جهان را دگرگون می کنند . تو وقتی می نویسی در واقع یک خالق هستی ، خالقی که مخلوقی را می افریند .

من از تو فقط یک چیز می خواهم که بنویسی ، بنویس ، بنویس از دنیا از آسمانها از زمین از خدا ، از رویا از هر چیزی که تخیلاتت را می سازد ، فقط بنویس ، این نوشتن است که به تو آرامش می دهد .

 تمامی نوشته های این آموزش متعلق به آلن آرمر می باشد

سکانس اول : اکشن

 

تا به حالا به مغزتون فکر کردید ؟

 

مغز ما به دو نیمکره ی چپ و راست تقسیم می شود ، نیمکره راسته برای نوآوری گذاشته شده و نیمکره ی چپ پر از استدلاله و فرمول و خلاصه منطق مغز ماست . برای نوشتن ما باید یه چیز نو خلق کنیم چشاتون رو ببندید قلم رو بردارید و صفحه رو بذارید و شروع کنید به نوشتن ، هر چی می بینید بنویسید و فقط به نیمکره ی راست مغزتون فکر کنید همه چیز رو ببرید سمت راست و فقط فکر کنید حتما شما الان یک موجود عجیب غریب رو تو ذهنتون دارید می سازید سعی کنید نوآوری رو فراموش نکنید و همیشه چیزای نو رو بسازید و من همیشه به دوستام می گم هیج وقت سعی نکنید مصرف کننده باشید سعی کنید از چیزهایی که تو می سازی مصرف کنند .

 

اما حالا که یه چیز نو رو ساختید ، با نیمکره ی چپ اون رو  سامان بدید و کنار هم بچینید مثل درست کردن یک پازل و در این کار هوش شما یعنی همون طرف چپ حرف اول را می زند .

 

شات 1: روایت فیلم نامه

 

به روزنامه ها نگاه کنید به خبرها ، چی می بینید ؟ همیشه خبر صفحه ی اول قتل و غارت و حادثه و حادثه این خبرها با عث احساس همدردی خواننده می شوند در فیلم نیز به همین صورت است ، یک فیلم نامه نویس باید مخاطب را با فیلم درگیر کند .

 

مثلا بچه ی یتمی که پدر و مادرش را در روز عید پیدا می کند ، این می تونه یک داستان درگیر کننده باشه و حس همدردی رو به وجود بیاره . در همه ی این داستانها و حوادث آیا در گیری فیزیکی در میان است نه پس چرا مخاطب درگیر می شود زیرا از درگیری فیزیکی بزرگتر در گیری عاطفی است که هر رسانه ای از آن برای جذب مخاطب استفاده می کند و من و تو به عنوان یک فیلمنامه نویس باید به آن توجه کنیم درگیری عاطفی . اگر تماشاگر درگیر بشه با موضوع قلاب ما به دهان او یر کرده و ما دیگر او را صید کردیم و باید او را بازی دهیم . به یاد داشته باش که همذات پنداری با قهرمان درگیر فاجعه تصفیه ی زهرهای درونی را برای تماشاگر به ارمغان می آورد .

 

شات 2 : یک شخص با یک مسئله

 

محسن یک دانشجوی خیلی خوبه رشته ی زبان است ، او برای رسیدن به دانشگاه تلاش زیادی کرده است و به پدر و مادرش قول داده که خرج دانشگاه را خودش تامین کند وقتی وارد دانشگاه می شود دانشگاه را راحت تر از آن چیزی دید که تصور می کرد . بالاترین نمره ها رو می آورد  . ترم سوم سوالاتی را پیدا کرد ولی وژدانش نگذاشت که آنها را بخواند و آنها را به سطل زباله انداخت ، امتحان را با نمره ی قبولی به پایان رساند وقتی به طرف سطل زباله رفت و سوالات را نگاه کرد دید که سوالات برای چند ماه گذشته هستند و او ممکن بود با خواندن آنها دچار مشکل شود و او موفق شد و سالها بعد جایزه ی صلح نوبل را گرفت .

  

سعید آدمی بود که نه دهانش بو می داد نه موهاش ژولیده بود و نه قیافه ی بدی داشت ولی او یک مشکل بزرگ داشت او آدم دغلی است و کلک بازی در می آره و برای همین کسی او را دوست ندارد ، او با چهل هزار تومانی که داشت می خواست قمار کند . قمار را با حقه ای که می زند می برد و پولش 400 هزارتومان می شود خوشحال و شادان به راه می افتد و یک ساعت بعد متوجه تقلب او می شوند و جلوی او را در خیابان می گیرند و می گویند یا پول رو می دهی یا می کشیمت ، سعید متوجه می شود که پولها رو گم کرده ولی کسی حرفش را قبول نمی کند و او فرار می کند و در بین راه می افتد و ...

 

حتما تا حالا تو عمرتون چنین داستانهای احمقانه ای ندیده بودید ؟؟؟!!!

 درسته این داستانها احمقانه هستند زیرا در هیچ کدام یک شخص با یک مسئله به خوبی جفت و جور نشدند شاید اگر محسن دانشجو عاقبت قمار باز می شد و به اون سرنوشت گرفتار می شد داستان قشنگ تر و جذاب تر می شد مثلا فیلم شهریار که حتما همه با دیدن سیگار کشیدن شهریار چیزی که غیر قابل باور بود جذب  آن شده باشند .

شخصیت جذاب اما فاقد مسئله علاقه ی کمی در ما به وجود می آورد همیشه شخصیت و مسئله را در کنار یکدیگر قرار دهید .

 

شات 3 : شخص

 

در خلق یک شخص باید سه چیز را در نظر گرفت که تمامی آنها به روان تماشاگر مربوط می شوند : 1.همدردی  2 . من دردی ( دلسوزی ) 3 . ضدیت ( نفرت ) شخصیتهای مخلوق ما باید این سه احساس را در تماشاگر ایجاد کنند .

 

فیلم من ترانه 15 سال دارم با به نمایش کشیدن سختی های ترانه یک من دردی در تماشاچی به وجود می آورد .

دختری که از خانه اش فرار می کند شاید زیاد حس همدردی را نتواند ایجاد کند ولی اگر گفته شود مادر او به علت تصاحب دخترش شوهر او را از خانه بیرون کرده این گونه فرار دختر توجیه شده و بیننده با او همدردی خواهد کرد .

 

برای به وجود آوردن من دردی همیشه شخصیت ضعیف را در برابر نیروهای قوی قرار دهید که او را می خواهند از بین ببرند که با این کار  حس من دردی به وجود می آید مخصوصا در ایران که این حس حتی در رفتار های عامیانه با گفتن آخ چه قدر دلم برات میسوزه خیلی راحت قابل مشاهدست .

اما برای به وجود آوردن شخصیت قهرمان همیشه یادتان باشد که یک قهرمان در جریان یک کشمکش مساوی ایجاد می شود ، من هری پاتر را مثال می زنم که هری شخصیتی با قدرتهای خارق العاده و دشمنانش نیروهای اهریمنی سخت هستند و بدین وسیله قهرمانی چون هری پاتر با قلم جی کی رولینگ خلق شد .

خوب  با شخص به همراه سه سلاحش یعنی : همدردی ، من دردی ، ضدیت آشنا شدیم .  .  

ادامه نوشته

آموزش فیلمنامه نویسی برای سینما

آموزش فیلمنامه نویسی برای سینما-آلن آرمر

  

آموزش فیلمنامه نویسی سینمایی

 آلن آرمر

 

سینما شاید در نگاه اول وسیله ای باشد برای سرگرم کردن انسانها ما با دیدن یک فیلم با دنیایی جدید آشنا می شویم و این ادامه دارد . سینما مخاطب را به دام می اندازد و این دام را تنها یک شخص پهن می کند ، او فیلمنامه نویس است .

 

 

یک فیلمنامه نویس باید بنویسد از همه چیز از دنیا از تخیلات ، من و تو باید بنویسیم و تخیلاتمان را آزاد کنیم . این تخیلات ماست که جهان را دگرگون می کنند . تو وقتی می نویسی در واقع یک خالق هستی ، خالقی که مخلوقی را می افریند .

من از تو فقط یک چیز می خواهم که بنویسی ، بنویس ، بنویس از دنیا از آسمانها از زمین از خدا ، از رویا از هر چیزی که تخیلاتت را می سازد ، فقط بنویس ، این نوشتن است که به تو آرامش می دهد .

 تمامی نوشته های این آموزش متعلق به آلن آرمر می باشد

سکانس اول : اکشن

 

تا به حالا به مغزتون فکر کردید ؟

 

مغز ما به دو نیمکره ی چپ و راست تقسیم می شود ، نیمکره راسته برای نوآوری گذاشته شده و نیمکره ی چپ پر از استدلاله و فرمول و خلاصه منطق مغز ماست . برای نوشتن ما باید یه چیز نو خلق کنیم چشاتون رو ببندید قلم رو بردارید و صفحه رو بذارید و شروع کنید به نوشتن ، هر چی می بینید بنویسید و فقط به نیمکره ی راست مغزتون فکر کنید همه چیز رو ببرید سمت راست و فقط فکر کنید حتما شما الان یک موجود عجیب غریب رو تو ذهنتون دارید می سازید سعی کنید نوآوری رو فراموش نکنید و همیشه چیزای نو رو بسازید و من همیشه به دوستام می گم هیج وقت سعی نکنید مصرف کننده باشید سعی کنید از چیزهایی که تو می سازی مصرف کنند .

 

اما حالا که یه چیز نو رو ساختید ، با نیمکره ی چپ اون رو  سامان بدید و کنار هم بچینید مثل درست کردن یک پازل و در این کار هوش شما یعنی همون طرف چپ حرف اول را می زند .

 

شات 1: روایت فیلم نامه

 

به روزنامه ها نگاه کنید به خبرها ، چی می بینید ؟ همیشه خبر صفحه ی اول قتل و غارت و حادثه و حادثه این خبرها با عث احساس همدردی خواننده می شوند در فیلم نیز به همین صورت است ، یک فیلم نامه نویس باید مخاطب را با فیلم درگیر کند .

 

مثلا بچه ی یتمی که پدر و مادرش را در روز عید پیدا می کند ، این می تونه یک داستان درگیر کننده باشه و حس همدردی رو به وجود بیاره . در همه ی این داستانها و حوادث آیا در گیری فیزیکی در میان است نه پس چرا مخاطب درگیر می شود زیرا از درگیری فیزیکی بزرگتر در گیری عاطفی است که هر رسانه ای از آن برای جذب مخاطب استفاده می کند و من و تو به عنوان یک فیلمنامه نویس باید به آن توجه کنیم درگیری عاطفی . اگر تماشاگر درگیر بشه با موضوع قلاب ما به دهان او یر کرده و ما دیگر او را صید کردیم و باید او را بازی دهیم . به یاد داشته باش که همذات پنداری با قهرمان درگیر فاجعه تصفیه ی زهرهای درونی را برای تماشاگر به ارمغان می آورد .

 

شات 2 : یک شخص با یک مسئله

 

محسن یک دانشجوی خیلی خوبه رشته ی زبان است ، او برای رسیدن به دانشگاه تلاش زیادی کرده است و به پدر و مادرش قول داده که خرج دانشگاه را خودش تامین کند وقتی وارد دانشگاه می شود دانشگاه را راحت تر از آن چیزی دید که تصور می کرد . بالاترین نمره ها رو می آورد  . ترم سوم سوالاتی را پیدا کرد ولی وژدانش نگذاشت که آنها را بخواند و آنها را به سطل زباله انداخت ، امتحان را با نمره ی قبولی به پایان رساند وقتی به طرف سطل زباله رفت و سوالات را نگاه کرد دید که سوالات برای چند ماه گذشته هستند و او ممکن بود با خواندن آنها دچار مشکل شود و او موفق شد و سالها بعد جایزه ی صلح نوبل را گرفت .

  

سعید آدمی بود که نه دهانش بو می داد نه موهاش ژولیده بود و نه قیافه ی بدی داشت ولی او یک مشکل بزرگ داشت او آدم دغلی است و کلک بازی در می آره و برای همین کسی او را دوست ندارد ، او با چهل هزار تومانی که داشت می خواست قمار کند . قمار را با حقه ای که می زند می برد و پولش 400 هزارتومان می شود خوشحال و شادان به راه می افتد و یک ساعت بعد متوجه تقلب او می شوند و جلوی او را در خیابان می گیرند و می گویند یا پول رو می دهی یا می کشیمت ، سعید متوجه می شود که پولها رو گم کرده ولی کسی حرفش را قبول نمی کند و او فرار می کند و در بین راه می افتد و ...

 

حتما تا حالا تو عمرتون چنین داستانهای احمقانه ای ندیده بودید ؟؟؟!!!

 درسته این داستانها احمقانه هستند زیرا در هیچ کدام یک شخص با یک مسئله به خوبی جفت و جور نشدند شاید اگر محسن دانشجو عاقبت قمار باز می شد و به اون سرنوشت گرفتار می شد داستان قشنگ تر و جذاب تر می شد مثلا فیلم شهریار که حتما همه با دیدن سیگار کشیدن شهریار چیزی که غیر قابل باور بود جذب  آن شده باشند .

شخصیت جذاب اما فاقد مسئله علاقه ی کمی در ما به وجود می آورد همیشه شخصیت و مسئله را در کنار یکدیگر قرار دهید .

 

شات 3 : شخص

 

در خلق یک شخص باید سه چیز را در نظر گرفت که تمامی آنها به روان تماشاگر مربوط می شوند : 1.همدردی  2 . من دردی ( دلسوزی ) 3 . ضدیت ( نفرت ) شخصیتهای مخلوق ما باید این سه احساس را در تماشاگر ایجاد کنند .

 

فیلم من ترانه 15 سال دارم با به نمایش کشیدن سختی های ترانه یک من دردی در تماشاچی به وجود می آورد .

دختری که از خانه اش فرار می کند شاید زیاد حس همدردی را نتواند ایجاد کند ولی اگر گفته شود مادر او به علت تصاحب دخترش شوهر او را از خانه بیرون کرده این گونه فرار دختر توجیه شده و بیننده با او همدردی خواهد کرد .

 

برای به وجود آوردن من دردی همیشه شخصیت ضعیف را در برابر نیروهای قوی قرار دهید که او را می خواهند از بین ببرند که با این کار  حس من دردی به وجود می آید مخصوصا در ایران که این حس حتی در رفتار های عامیانه با گفتن آخ چه قدر دلم برات میسوزه خیلی راحت قابل مشاهدست .

اما برای به وجود آوردن شخصیت قهرمان همیشه یادتان باشد که یک قهرمان در جریان یک کشمکش مساوی ایجاد می شود ، من هری پاتر را مثال می زنم که هری شخصیتی با قدرتهای خارق العاده و دشمنانش نیروهای اهریمنی سخت هستند و بدین وسیله قهرمانی چون هری پاتر با قلم جی کی رولینگ خلق شد .

خوب  با شخص به همراه سه سلاحش یعنی : همدردی ، من دردی ، ضدیت آشنا شدیم .  .  

ادامه نوشته

گروه نویسندگان - فیلمنامه نویس - یافتن فیلمنامه برای ساخت فیلم کوتاه

گروه نویسندگان - فیلمنامه نویس - یافتن فیلمنامه برای ساخت فیلم کوتاه

برای آغاز ساخت یک فیلم ، باید یک فیلمنامه داشته باشید.

فیلمنامه را اگر خودتان می توانید بنویسید که مشکلی آنچنانی ندارید.

راه دیگر برای پیدا کردن فیلمنامه ، یافتن شخصی است که فیلمنامه می نویسد.شما می توانید فیلمنامه را از او بخرید (ممکن است دوست شما باشد یا از شما خوشش بیاید و فیلمنامه اش را رایگان در اختیارتان قرار دهد).

اگر فیلمنامه را خریدید یا از شخصی دیگر غیر از خودتان فیلمنامه دارید،آن شخص فیلمنامه نویس است حال اگر خودتان یا شخص دیگر قصد تغییر در آن را دارید،شما یا آن شخص بازنویس فیلمنامه هستید(اینکار بهتر است با اجازه نویسنده انجام شود.)بازنویسی با نظر کارگردان یا تهیه کننده انجام می گیرد.

ممکن است شخصی یک طرح به شما بدهد و شما طرح او را تبدیل به فیلمنامه ای کامل کنید،در این صورت او نویسنده طرح است و شما فیلمنامه نویس.

بنابراین ما :

فیلمنامه نویس

نویسنده طرح

بازنویس

   را در گروه نویسندگان داریم.

برای نمونه شاید در یک تیتراژ ببینید:

نویسنده  پیمان پیمانی  با طرحی از پژمان پژمانی    بازنویسی  پدرام پدرامی

اگر می خواهید فیلمنامه خودتان را به فیلم تبدیل کنید آنرا کامل بنویسید و چون در ذهن آن را کامل دارید این اشتباه را نکنید که خلاصه نویسی کنید یا کامل و تمام و کمال آن را ننویسید.


کتاب آموزش فیلمنامه نویسی از ایده تا فیلمنامه

کتاب آموزش فیلمنامه نویسی از ایده تا فیلمنامه

کتاب آموزش فیلمنامه نویسی از ایده تا فیلمنامه

نویسنده: جعفر حسنی بروجردی
ناشر: آی آر پی دی اف

حجم کتاب: 1.01 مگابایت

جعفر حسنی بروجردی؛ فیلمنامه نویس و مسئول واحد طرح و فیلمنامه دفتر ادبیات نمایشی سیما فیلم در اقدامی خیرخواهانه کتاب آموزش فیلمنامه نویسی خود با نام "از ایده تا فیلمنامه" را بطور رایگان و به شکل Pdf در اختیار کلیه کتابخانه های مجازی کشور قرار داد. او دلیل این اقدام خود را کمک به هنرجویان و علاقمندان رشته فیلمنامه نویسی عنوان کرد. در مقدمه کتاب چنین آمده است: این کتاب را که حاصل 20 سال تدریس در رشته فیلمنامه نویسی است، به علاقمندانی تقدیم می کنم که می خواهند مشغله های ذهنی فاخرشان را در قالب های مورد انتظار آثار حرفه ای، به دفاتر تهیه و تولید فیلم عرضه کنند. حق الزحمه من دعای خیر استفاده کنندگان این کتاب است.

http://dl.irpdf.com/ebooks/Part28/ww....com(8567).pdf

نمونه فیلمنامه

PROPERSIA-Salamian-tut-5-7

PROPERSIA-Salamian-tut-5-8


معرفی کتاب در مورد فیلمنامه


کتاب مقدمه ای بر فیلمنامه نویسی و کالبدشکافی یک فیلمنامه اثر ابراهیم مکی از سوی انتشارات سروش با چاپ هفتم روانه بازار نشر شد. به گزارش روابط عمومی انتشارات سروش این کتاب مجموعه ای از دو متن درسی در فیلمنامه نویسی است: یکی "مقدمه ای بر فیلمنامه نویسی" که به سفارش انجمن سینمای جوانان ایران برای تدریس در آن انجمن تالیف شده و دیگری "کالبدشکافی یک فیلمنامه" که نویسنده درسی را با همین عنوان در دانشکده صداو سیما جمهوری اسلامی ایران تدریس می کند. در متن اول جوهر و ماهیت فیلمنامه، ویژگی های آن به طور کلی و تفاوتش به عنوان یک اثر مکتوب با شعر و داستان و نمایشنامه بررسی شده است و در متن دوم مراحل تکوین و شکل گیری یک فیلمنامه مشخص، از پیدایش فکر اولیه تا رفتن بر روی پرده سینما تشریح شده است. فیلمنامه طرحی است برای برنامه ریزی مناسب برای تهیه و تولید فیلم که بر اساس آن ساخته می شود. داشتن فیلمنامه مراحل ساخت یک فیلم ، زمان، هزینه و عوامل دست اندرکار ساخت یک مجموعه را مشخص می کند. مدیران و تهیه کنندگان فیلم با مطالعه فیلمنامه و در نظر گرفتن جمیع جوانب امر فیلمسازی از شرایط جوی محل فیلمبرداری و زمان مناسب برای انتخاب بازیگران تا کرایه وسایل فنی و احتساب مدت زمانی که سرمایه ای را در اختیار می گیرند، می توانند به تولید فیلم بپردازند. داشتن فیلمنامه سبب صرفه جویی در هزینه تولید فیلم می شود و از هدر رفتن ایده ها جلوگیری می کند و به ایده های نامشخص و افکار پراکنده وضعیت مناسب و قطعی می دهد. همچنین فیلمساز را قادر می سازد از ایده هایش به طریقی استفاده کند که شدیدترین اثر را بر روی مخاطبان داشته باشد. فیلمنامه ابلاغ پیام فیلمساز در حداقل زمان به مخاطب است که به کمک هنرپیشه، دکور، موسیقی و فیلمبرداری و ... اثری به نام فیلم را به وجود می آورد. این اثر با در نظر گرفتن اهمیت فیلمنامه و ویژگی های یک فیلمنامه مناسب و خوب، راهنمایی مناسب برای همه عوامل تولید کننده ساخت فیلم و تمامی علاقمندان سینما و مخاطبان است و بدون آشنایی با فیلمنامه امکان درک و تفسیر درست برایشان وجود ندارد. این اثر 150 صفحه ای در شمارگان یک هزار و پانصد نسخه و با قیمت 50000 ریال برای هفتمین بار توسط انتشارات سروش چاپ و به علاقمندان حوزه فیلمنامه نویسی و فیلمساران قرار گرفته است. علاقمندان برای تهیه کتاب به فروشگاه شهید مطهری سروش به نشانی خیابان شهید مطهری، نرسیده به خیابان شهید مفتح، جنب ساختمان سروش، تلفن ۸۸۳۱۰۶۱۰-۰۲۱ و یا به فروشگاه مرکزی سروش (ترنجستان سروش) به نشانی خیابان انقلاب، بعد از تقاطع ابوریحان، بین خیابان وصال و فلسطین، فروشگاه ترنجستان سروش، مراجعه یا با تلفن ۶۶۹۷۹۰۳۰-۰۲۱ تماس حاصل نمائید.

مروری بر اتفاقات و فیلم های روز پنجم جشنواره ی سی و دوم :

قاب بندی های زیبا، فیلمنامه های ناقص !

 در حالی که بارش برف در تهران همچنان ادامه داشت، پنجمین روز جشنواره آغاز شد و فیلم های "رستاخیز"، "رنج و سرمستی"، "شیار 143"، "تمشک"، "انارهای نارس" و "دلتنگی های عاشقانه" به نمایش درآمدند.
اولین فیلم، "رستاخیز" به کارگردانی احمدرضا درویش بود که نقطه ی آغاز پژوهش هایش ده سال پیش بود و در نهایت، بهمن ماه 1388 جلوی دوربین رفت. جسارت کارگردان در پرداخت مستقیم به وقایع روز عاشورا (که پیش تر در "روز واقعه" و مجموعه ی"مختارنامه" در حاشیه مورد اشاره ی کوتاه قرار گرفته بود) ستودنی است. نکته ی مثبت بعدی، خصوصی بودن کامل سرمایه ی تولید این اثر چند میلیاردی است. فیلمبرداری درخشان حسین جعفریان (پس از نمایش چشمگیرش در "چ") شاید او را به سیمرغ بلورین نزدیک کرده باشد. اتفاقی که در مورد بابک حمیدیان و در بخش بازیگری نیز افتاده است. شاید همه در ابتدا این فیلم و پلان هایش را با مختارنامه مقایسه کنند که به نظرم جفای بزرگی است چرا که آن فیلم در چندین قسمت شصت دقیقه ای به شکلی حاشیه ای موضوع وقایع روز عاشورا را دنبال می کرد ولی این فیلم در مدت دو ساعت و چهل دقیقه باید همین کار را انجام دهد ! فُرمت و استانداردهای سینمایی و تلویزیونی نیز قابل مقایسه نیستند. به همین دلیل آقای درویش را تحسین می کنم. به نظرم زحمات گروه، به هدر نرفته است. جلوه های ویژه (سایمون فریم)، موسیقی (استفن واربک) و تدوین (طارق انوار) نیز می توانند شانس بالایی برای کاندیداتوری سیمرغ بلورین داشته باشند. "رستاخیز" در بخش های سودای سیمرغ و سینمای سعادت حضور دارد.
سئانس دوم، به نمایش فیلم «رنج و سرمستی» اختصاص داشت. براساس فیلمنامه ای از "جهانگیر الماسی" که حقیقتش را بخواهید خیلی دوست دارم این سناریو را ببینم که چگونه نوشته شده و چگونه از فیلتر شورای پروانه ی ساخت عبور کرده است! گرچه سوژه اش جذاب است ولی پرداخت متعلق به دهه ی پنجاه سینمای ایران است و شاید هم به مراتب عقب تر از آن سال ها! یک ملغمه ی تصویری ضعیف که شاید با اغماض فراوان، باز هم نتوان لفظ فیلم را به آن اطلاق کرد. فیلم با وجود نام هایی بزرگ چون: داریوش عیاری (فیلمبردار)، مجید انتظامی (آهنگساز) و کیانوش عیاری (تدوینگر)، باز هم هیچ حرفی برای گفتن ندارد! "رنج و سرمستی" به کارگردانی جهانگیر الماسی در بخش سودای سیمرغ حضور دارد.
در سومین سئانس، «شیار 143» به کارگردانی نرگس آبیار نمایش داده شد. به نظرم خیلی بیشتر از آنچه که استحقاقش را داشت تحویلش گرفتند. هم رکورد میزان تشویق حضار در سالن حین پخش تیتراژ نهایی را شکست و هم ابراهیم حاتمی کیا را بر آن داشت تا "چ" را به این فیلم تقدیم کند ! به نظرم منهای چند ایده ی بصری جذاب و مثلاً آن در آغوش گرفتن استخوان های شهید توسط مادر و کات خوردن به نوزادی که در آغوش گرفته شده که فوق العاده هوشمندانه و تأثیرگذار بود و صدالبته بازی درخشان "مریلا زارعی"، در بقیه ی سطوح، فیلم متوسطی بود و گاهی شانه به شانه ی تله فیلم های درخشان می زد ! موسیقی «مسعود سخاوت دوست» بسیار شنیدنی بود و ریتم کُندی که توسط "پیمان خاکسار" (تدوینگر) انتخاب شده بود، کاملاً در خدمت مسیر قصه پیش می رفت. "گلاره عباسی" اما با ری اکشن های بد و بازی ضعیف، برخلاف فیلم قبلی خانم آبیار، این بار انتخاب مناسبی به نظر نمی رسیده است. "شیار 143" به تهیه کنندگی مشترک: ابوذر پورمحمدی و محمدحسین قاسمی در بخش سودای سیمرغ حضور دارد.

نویسنده سریال «آوای باران»

نویسنده سریال «آوای باران» درخصوص خط قصه این سریال گفت: برخی از منتقدان انگ «هندی بودن» به قصه می‌زنند؛ مگر پرداختن به قصه‌های هندی بد است؟ اگر بد است و سینمای هند سینمای ضعیفی است، پس چرا در تمام دنیا فیلم‌هایشان را می‌فروشند؟!

حرف پایانی نویسنده «آوای باران»

سعید جلالی درخصوص تیپ قصه «آوای باران» به یک نکته‌ اشاره کرد و گفت: اگر ما تیپ قصه‌هایی مثل «آوای باران» را در نظر بگیریم خیلی از قصه‌های کلاسیک و معتبر دنیا از جمله چارلز دیکنز، بینوایان، سیندرلا، آرزوهای بزرگ و اولیور تویست و ... همه قصه هندی می‌شوند. در حالی که قصه «آوای باران» نیز حول این ماجراها ساخته شد. کسانی که انگ فیلم هندی را می‌زنند بهتر است یک بار آثار ادبی دنیا را بخوانند و آن موقع متوجه می‌شوند که ادبیات نمایشی دنیا همه شبیه به هم است. با این تفاوت که یکی را در سینمای هند می‌سازند، یکی را در هالیوود و دیگری را هم در ایران. اما مهم، درست حرف زدن است و نوشتن قصه‌ای که مخاطب را پای تلویزیون بنشاند و آن را با قصه همراهی کند. (ایسنا)


سام درخشانی,سیاوش خیرابی و آزاده زارعی در کنار هم / عکس

کجاهای فیلمنامه نویسی!


1) کجا باید فیلمنامه تان را ثبت کنید؟

به عنوان اولین توصیه و مهمترین توصیه عرض شود که شما اگر یک فیلمنامه نوشته شده یا یک طرح بدیع دارید باید حتما آن را ثبت کنید. حتما هم باید در بانک فیلمنامه خانه سینما واقع در خیابان بهار جنوبی - کوچه سمنان - پلاک ٢٣ - طبقه همکف این کار را بکنید. هزینه و شرایط ثبت طرح و فیلمنامه را اینجا می توانید ببینید. دزدیده شدن فیلمنامه و  ایده شما یا هر کس دیگری ممکن است، اما خیلی بعید است که در آغاز آنقدر خوب بنویسید که قابل دزدیدن باشد. با این حال با ثبت فیلمنامه تان می توانید از خطر دزدیده شدن در امان بمانید و خدای ناکرده اگر این اتفاق افتاد حق و حقوقتان را از سارق بگیرید.

2) از کجا بفهمیم کارمان به درد می خورد یا نه؟

هیچ راهی وجود ندارد. باید یک فیلمنامه کامل بنویسید تا بتوانید خودتان را ارزیابی کنید. دیگران هم هیچ وقت نمی توانند ارزیابی درستی از شما داشته باشند مگر اینکه کارتان را بخوانند. پس الکی امیدوار یا الکی نا امید نباشید. فقط بنویسید. هر چه زودتر بنویسید زودتر می فهمید که چقدر تا مقصد نهایی راه دارید.

3)اصلا از کجا بفهمیم می توانیم این کاره بشویم یا نه؟

دوباره که دارید همان سوال را یک جور دیگر می پرسید. گفتیم که هیچ راهی وجود ندارد! الا اینکه شما یک فیلمنامه کامل بنویسید و بدهید دیگران بخوانند! فیلمنامه تان رابدهید چند نفر از هر قشری بخوانند و نظر بدهند. البته خواندن فیلمنامه کمی با خواندن رمان و قصه فرق می کند وخواننده و طبیعتا نویسنده باید با یک سری المان ها و اصطلاحات آشنا باشند. باری، آنچه در این مرحله مهم است خود نوشتن است. مهم نیست که شما می توانید اولین نوشته تان را بفروشید یا نه. منظورمان این است که اول باید این اعتماد به نفس را پیدا کنید که در قالب فیلمنامه مطلب بنویسید. می توانید برای شروع یک فیلمنامه کوتاه دو دقیقه ای بنویسید. وسواس به خرج ندهید. قرار نیست کسی شما را با همین یک نوشته ارزیابی کنید. قرار هم نیست اولین نوشته تان بهترین نوشته تان باشد. قرار است مشق کنید. همین!
ما هم به فراخور حال و وسعمان حاضریم مشورت بدهیم بهتان. شما اول بنویسید و برادریتان را ثابت کنید. راستی وقتی دارید فیلمنامه تان را برای دوستتان می خوانید به عکس العمل هایش دقت کنید. حالات چهره از جمله اشتیاق و یا زبانم لال خمیازه اش به شما می گوید که کجای کارید!

4)ما که هنوز ننوشته ایم چه کتابی باید بخوانیم؟ این کتابها را از کجا تهیه کنیم؟

من برای شروع به همه دوستان کتاب داستان را پیشنهاد می کنم. «داستان» کتابی است در مورد «ساختار،سبک و اصول فیلم نامه نویسی» اثر رابرت مک کی، ترجمه ی محمد گذرآبادی. تهران: انتشارات هرمس، 1382.
تا این کتاب را نخوانده اید سراغ کتاب دیگری نروید. البته این نظر ماست. خیلی ها اعتقاد دارند که کتابهای سیدفیلد برای شروع مناسب ترند. اما من تا به حال کتابی بهتر از داستان مک کی در زمینه آموزش فیلمنامه نویسی ندیده ام. ضمن اینکه تقریبا همه کتابهای ترجمه شده از جمله کتاب های سید فیلد را خوانده ام. شک نکنید. همین حالا بروید روبروی دانشگاه تهران و از کتابفروشی های انقلاب ، سراغ کتابفروشی پارت را بگیرید. آنجا همه کتابهای آموزش فیلمنامه نویسی هست. هر کدام را دوست داشتید می توانید بخرید. ولی از داستان مک کی غافل نشوید! این ده بار!

5)کجا باید کلاس برویم؟

از آنجایی که یک توهمی از بچگی در من وجود داشته و دارد که باعث شده فکر کنم کلاس رفتن در هر زمینه ای  پول دور ریختن است. بنا بر این احتمالا نظرم در این زمینه صائب نباشد. من خودم بدون اینکه پولی پرداخت کنم در کلاس های دانشگاهی فرهاد توحیدی ( که با روی باز و بی چشمداشت ما را سر کلاسش راه داد و رهین منت و معرفتش هستیم) در دانشگاه هنر به صورت مستمع آزاد و به مدت دو ترم شرکت کردم. همانجا بود که فهمیدم حتی حضور در کلاس های یکی از مطرح ترین و پرکارترین نویسندگان سینمای ایران هم به اندازه تمرینات پی در پی و نوشتن و پاره کردن و دوباره نوشتن مفید نیست. توصیه شخصی من این است که با خواندن کتاب داستان مک کی و همچنین فیلمنامه های ایرانی و خارجی و تمرین و تمرین و تمرین، نوشتن فیلمنامه را (لا اقل مقدماتش را) یاد بگیرید. آن وقت برای مشاوره از اساتید کمک بگیرید. آن موقع اگر پولی هم خرج کنید راه دوری نمی رود. پولی که برای مشاوره می دهید نه برای آموزش. هیچ کس نمی تواند نوشتن را به دیگران یاد بدهد. در نهایت این شما هستید که  باید زل بزنید به صفحه سفید کاغذ و از هیچ همه چیز بیافرینید!

6) برای فروش فیلمنامه به کجا باید مراجعه کنیم؟

بستگی دارد که چه نوع فیلمنامه ای نوشته باشید:
۶-الف: تله فیلم و سریال
برای فروش این فیلمنامه ها دو راه وجود دارد. شما می توانید مستقیما به یکی از شبکه های صدا و سیما مراجعه کنید. بهتر است برای تله فیلم به سیما فیلم و برای سریال به شبکه ها مراجعه کنید. همه شبکه ها واحدی برای ارزیابی فیلمنامه دارند. ضمنا شما می توانید طرح کلی داستانتان را قبل از نهایی کردن برای تصویب به این دفاتر بببرید. آدرس همه شبکه ها را نمی دانم اما لزومی به نوشتن آدرس هایی که می دانم هم نمی بینم. با یک تماس با ١١٨ و یک پیگیری مختصر ١۵ دقیقه ای می توانید تلفن و بعد  آدرس هر مکانی در تهران و حتی جزیره ای در نیکوروکولونگو را بگیرید. 
اما راه بعدی که به نظر من برای تازه کارها منطقی تر است مراجعه به دفاتر تهیه و تولید فیلمی است که با صدا و سیما کار می کنند. این دفاتر برای نویسنده ها یک غنیمت به شمار می آیند زیرا  زمانیکه فیلمنامه شما در شوراها ارزیابی می شوند حتما اعضای شورا به نام ارائه دهنده کار توجه می کنند اگر شما هم نویسنده باشید و هم ارائه دهنده و تازه کار هم باشید احتمالا با یک نه خیر از پیش تعیین شده روبرو خواهید شد. اما وقتی یک تهیه با سابقه فیلمنامه شما را پیشنهاد داده باشد قضیه تومنی هفت صنار فرق می کند.

۶-ب: فیلمنامه سینمایی و ویدئو رسانه:
نوشتن فیلمنامه برای سینما - در قدم اول-  قدری بلندپروازانه به نظر می رسد چون در سینما اولین مساله بازگشت سرمایه است. فیلم های سینمایی اگر چه با حمایت های دولتی ساخته می شوند اما به هر حال نیازمند سرمایه گذارانی از بخش خصوصی هستند که به این آسانی ها دم به تله نمی دهند و دوست دارند تا با یک نویسنده امتحان پس دادۀ معلوم الحال کار کنند تا با یک تازه کار مجهول الهویه که معلوم نیست قصه اش چه بلایی سر سرمایه بی زبانشان بیاورد. اما به هر حال سنگ مفت است و گنجشک هم مفت. سر زدن به دفاتر تهیه کنندگان و سرمایه گذاران و ارائه کار به آنها هیچ ضرری ندارد و اتفاقا ممکن است از لا به لای همین دیدارها یک نفر از قلمتان خوشش بیاید و خودش بهتان سفارش کار جدید بدهد و خلاصه آره و اینها!!!

7)تهیه کننده ها کجا هستند؟

برای رسیدن به خدا اگر راه های زیادی هست، برای رسیدن به تهیه کننده ها اما اصلا اینطور نیست. نه سایت جامعی وجود دارد، نه از ١١٨ می توان پرسید، نه توی مجله ها رد و نشانه ای یافت می شود ...
اما جالب اینجاست که بدانید آن بندگان خدا هم برای یافتن نویسندگان جوان و با استعداد با همین مشکلات روبرو هستند و از خدا می خواهند که متن های به درد بخور داشته باشند و با نویسنده های جدید آشنا بشوند...چرا؟ خب معلوم است چون هر پروژه ای از نوشته شروع می شود. شما وقتی یک متن خوب داشته باشی پیدا کردن سایر عواملی که شما را موفق کند چندان طول نخواهد کشید اما اگر یک گروه از بهترین های سینما را برای ساختن یک فیلم به کار بگیرید و فیلمنامه نداشته باشید یا فیلمنامه تان بد باشد مشغول آب در هاون کوبیدنید!
بنا بر این رابطه تهیه کننده و نویسنده یک رابطه تنگاتنگ، دوطرفه و برای هر دو طرف حیاتی است. همه اینها را گفتیم که به هر طریق زمانی که با یک تهیه کننده روبرو می شوید اصلا نتسید نترسید ما به همه با هم هستیم. یعنی شما همه با هم هستین. یعنی اینکه شما هر دو به هم نیاز دارید .
لابد با خودتان می گویید خب که چی؟ ما که نفهمیدیم تهیه کننده ها را بالاخره چطور ببینیم. فعلا تنها راهی که به ذهنم می رسد این است که اگر فیلمنامه ای دارید بروید ثبتش کنید و بعد برای من کامنت بگذارید یا میل بزنید تا ترتیب ملاقاتتان را با یکی از تهیه کننده هایی که می شناسم بدهم. البته با سرچ از اینترنت و مخصوصا سایت سوره سینما می توانید نشانی و تلفن خیلی از تهیه کننده ها را ببینید که متاسفانه اطلاعات این سایت به روز نیست و خیلی از شماره ها عوض شده اند.
سیستم ارتباط بین سینماگران در ایران معیوب است بنا بر این عجالتن تنها راه ها همین هاست که عرض کردیم!

در هر کدام از موارد بالا و حتی مواردی که ممکن است بالا نباشد، اگر مشکل یا سوالی دارید حتما و بدون رو دربایستی در کامنت ها مطرح کنید. برای مشاوره رایگان هم در خدمت دوستان هستیم تا جایی که وقتمان اجازه بدهد. 

 تا بعد!

فيلمنامه:دستهاي پنهان

نويسنده:سيد آرش معيني
تاريخ:27/6/1387
آمريكا _نيويورك
داخلي_ ساختمان سازمان ملل متحد_روز
صدا روي تصوير {حامد كرزاي در مجمع سازمان ملل در حال سخنراني است}
نمائي از ساختمان سازمان ملل
تصوير حامد كرزاي در حال سخنراني
خبرنگاران داخل سالن در حال فيلمبرداري هستند.
فيلمبردار شبكه CHS كه اسمش ژول است نوار خود را تعويض مي كند.
نمائي از حامد كرزاي 
انتقال تصويري
دوربين زوم بك Z.B مي كند.تصوير رئيس جمهور افغانستان حامد كرزاي در تلويزيون چهارده اينچ است و ژول در حال ديدن فيلم است.فيلم در بخش مونتاژ شبكه CHS است.
ژول:خوب ديگه.من رفتم.
بعد از بخش مونتاژ بيرون ميآيد و در راهرو قدم مي زند.همانطور كه بخشهاي ديگر را پشت سر مي گذارد به خبري كه از تلويزيون در حال پخش است به اين جمله برخورد مي كند.مكثي كوتاه مي كند 
گوينده تلويزيون:بسته پيشنهادي ايران ...
خارجي _خيابان_روز
ژول پشت فرمان ماشين نشسته است.راديو را مي گيرد و اخبار در مورد انرژي هسته اي ايران خبر مي گويد.و به راه خود ادامه مي دهد.
خارجي_پارك_روز_صبح
ژول در حال ورزش كردن است.
خارجي_خيابان_روز 
روزنامه چي سوار بر دوچرخه اش به نزديكي خانه ژول ميرسد و يك روزنامه به داخل حياط پرت مي كند.
خارجي_پارك_روز _صبح
ژول به حالت دويدن ورزشي از پارك به خانه مي آيد.روزنامه اش را بر
مي دارد و به خانه مي رود.
داخلي_خانه_روز_ادامه
ژول يك قهوه داغ مي كند و در فنجان مي ريزد بعد سر ميز مي نشيند و روزنامه مي خواند.اينبار هم يك خبر از انرژي هسته اي ايران سرتيتر روزنامه شده است. بعد وارد اينترنت شده و وارد سايت آژانس بين المللي انرژي هسته اي مي شود و اخباري از انرژي هسته اي ايران چاپ مي كند.بعد كامپيوتر را خاموش كرده و بيرون مي آيد و با دوستش در يك رستوران قرار ملاقات مي گذارد.
ژول در رستوران به دوستش جان
ژول:اين جريان انرژي هسته اي ايران خيلي مساله ساز شده.
جان بله.مي دونم.من مي تونم كمكت كنم.
داخلي _ خانه جان_شب
جان يك بسته زونكنپر از مدارك حقيقي و حقوقي سالهاي قبلكه اين مدارك براي سناتور سابق ايالات متحده امريكاست كه بسته را جلوي ژول مي اندازد.
خارجي_نمايي از ساختمان جان_شب
بعد از يك ساعت و نيم ژول خانه جان را ترك مي كند.سوار ماشين مي شود و مي رود.ماشين ديگري او را تعقيب مي كند.
داخلي _اتاق ژول_روز
زنگ تلفن به صدا در مي آيد ژول گوشي را بر ميدارد.
ژول:الو.
داخلي_بخش رياست_شبكه CHS _روز
رئيس بخش CHS پشت ميز نشسته رو به ژول مي گويد:
رئيس بخش:براي دو روز ديگه شما بايد به نيويورك برويد.رئيس جمهور ايران براي نطق به سازمان ملل مي آيد.
ژول:و من بايد پوشش خبري بدهم.
رئيس بخش:دقيقا.
داخلي_اتاق ژول_روز
تلويزيون روشن است و رئيس جمهور ايران در جايگاه سخنراني سازمان ملل در حال سخنراني است.ژول در آشپزخانه است.دو فنجان قهوه در سيني مي گذارد و به اتاق نشيمن مي آيد.
ژول:خوب چطوره؟(منظور تصوير گرفته شده را مي گويد.)
جان:عاليه.
انتقال صوتي
رئيس شبكه: عاليه.(بعد از پشت ميزش بلند شده و به روي مبل مقابل ژول مي نشيند.در حالي كه جان هم آنجاست)
اما تنها وظيفه ما خبر رساني ست.نه مبارزه با قدرتهاي مثل ايكس و ايگرگ.
ژول:پس به جاي جان منو بفرستيد آژانس.
رئيس شبكه:به فكر فرو مي رود و مي گويد:باشه.
نمای بیرونی از آژانس بین المللی انرژی هسته ای 
خارجی_خیابان_شب
ژول به جان تلفن می زند و به او پیشنهاد می دهد.
ژول:سلام جان.
جان:چطوری ژول؟کی اومدی؟
ژول:بیا رستوران با هم یک قهوه بخوریم.
جان:باشه.پس ساعتتو تنظیم کن.
داخلی_رستوران_شب_ادامه
هر دو ژول و جان بر سر یک میز نشسته اند و در حال صحبت کردن هستند.
ژول:من همین حالا از وین برگشتم.مذاکرات به نتیجه نرسید.دور دوم گفتگوها بین ایران با اتحادیه اروپا به تعویق افتاد.
جان:گفتی یه پیشنهاد داری.
ژول:آره.سرنخ دست قدرتهای بزرگی چون...
می دونی بیا با هم یک ان جی او تشکیل بدیم برای مبارزه با قدرتهای بزرگ.
موسیقی
هر دو یک ان جی او تشکیل می دهند.رئیس شبکه به ژول زنگ می زند 
ژول:من دیگه کار فیلمبرداری سیاسی نمی کنم.کارم چیز دیگریه.

پایان

مخاطب انیمیشن کیست؟

فیلم ساز مولف ، واژه ای پر شکوه اما پر دردسر ! آنجا که فیلم ساز ، بی نیاز از نوشته دیگران به آنچه می اندیشد دست می یابد . همین عامل فیلم سازان انیمیشن را وسوسه می کند تا در اعماق وجودشان به جستجو بپردازند و اثری خلق کنند که تمام جزئیات آن از درون شان نشات گرفته باشد و گاه هم موفق می شوند . ولی به واقع این چه اصراری است ؟ مگر جز این است که افکار و اندیشه ی همه ی ما سرچشمه در جای دیگری دارد ؟ این تنوع انتخاب ماست که شخصیتی خاص به ما می بخشد و انتخاب خود جلوه ای از شخصت ماست . بالطبع اگر داستان و فیلم نامه حاصا کار نویسنده ای حرفه ای باشد کار ساده تر است و شما به عنوان انیماتور تصویر درستی از موضوع را به بیننده انعکاس خواهید داد .


واضح است که همه مثل هم به یک موضوع نگاه نمی کنند ولی شما به عنوان یک انیماتور ابتدا باید نظر تهیه کننده و نویسنده و سپس مخاطب عام را در نظر بگیرید . مخاطب عام کیست ؟ مردم آمریکا به فیلمهای کم تر از سبک دیزنی وقعی نمی گذارند . آنان با یک غرور ملی از این آثار دفاع می کنند و مذهب گونه های کارهای این کمپانی را می پرستند . شکی نیست که توانایی های فنی دیزنی بسیار بالاست اما این به این معنا نیست که سبک دیزنی اوج انیمیشن است. در واقع در این سبک با مدد از جاذبه های فراوان و با تکیه بر سابقه و مهارت در تولید سلیقه مخاطب ( مردم امریکا ) را به نفع خود تغییر داده اند .
تحلیل دقیق نگاه مخاطبین در ابتدای کار بسیار مهم است . تصور این که انیمیشن زا فقط کودکان تماشا می کنند اشتباه محض است . مخاطب تمام فیلمهای انیمیشن ، کودکان ، بزرگسالان و به طور کلی عموم مردم هستند . ولی این نکته را فراموش نکنید که شما در اصل فیلم را برای بزرگترها می سازید . تهیه کننده فیلم شما بچه ها نیستند و کسی که فیلم را می خرد نیز قطعا کودک نیست . حتی در جشنواره ها قضاوت به عهده ی بزرگتر هاست . شما برای بچه هایی فیلم می سازید که خیلی بزرگ شده اند و ناچارید سلیقه ی آنها را مد نظر قرار دهید .
نمی توانید تنها به اصول دینامیک و ماجراهای پر کنش که همه ی بچه ها شیفته ی آن هستند بپردازید چرا که مسائلی چون شرایط جغرافیایی ، علمی و اجتمای مطروحه در فیلم از دید ریزبین بزرگتر ها پنهان نمی ماند . یک فیلم انیمیشن باید مطمئن و درست ساخته شود و نباید هیچ مطلبی را به تصور اینکه بیننده نخواهد فهمید سرسری گرفت . بر سر این راه موانع دیگری نیز وجود دارد . تهیه کنندگان در هر 2 بخش خصوصی و دولتی توقعات خاصی دارند و هر یک با ایدئولوژی های خاص و شعار ها و پزهای مخصوص خود در مقابل شما خواهند بود . تسلط کارگردان و توانایی های او می تواند او را در مقابل تهیه کننده موفق گرداند و بدین وسیله اولین مخاطب خود را راضی نماید .
در مرحله بعد گروه تولید فیلم انیمشن قرار دارند ؛ مهره هایی که اگر درست در جای خود قرار گیرند بهترین باز دهی را خواهند داشت و البته نباید فراموش کرد که هر یک از آنها نیز عقیده و سلیقه خاص خود را دارند . تمام اینها به رابطه ی درست و منطقی کارگردانان با تک تک آنها بستگی پیدا می کند . ارتباط کارگردان و عواملش بیشتر جنبه ی روان شناختی دارد .
کارگردان باید بتواند به خوبی از عهده ی این مهم برآید . و این میسر نخواهد بود مگر با انتخاب و تشخیص درست ، تشویق به جا ، تنبیه به موقع و ...
سر انجام پس از طی همه ی این مراحل تماشاچی در مقابل شما قرار می گیرد . درک درست از مفاهیم اجتماعی ، علایق ،عادات ،فرهنگ عامه ،تیپ ها، شوخی ها، لهجه ها، زندگی خصوصی، ارتباطات، شرایط اقلیمی، لباس ها، لهجه ها و ... پشتوانه ی مناسبی را برای طرح موضوع برای کارگردان یک فیلم انیمیشن فراهم می سازد کلام آخر این که یک کارگردان انیمیشن ، یک جامعه شناس ، یک روان شناس ، یک طنز پرداز ، یک هنرمند، و ... هم هست .

چند نکته کوتاه

یک فیلمنامه ی فیلم کوتاه می تواند شانس خوبی برای یک نویسنده باشد. اما برای اینکه شانس خوبی به حساب آید ، باید سعی کنید فیلمنامه خود را خود را به بهترین شکل ممکن ارائه دهید.

# بهترین قسمت در مورد فیلم کوتاه این است که هر چیزی می تواند باشد. بعد از بودجه یا محدودیت های فیلم برداری بزرگترین محدودیتی که به وجود می آید ذهن خود ماست. سعی کنید ذهن خود را آزاد بگذارید تا براحتی از یک موضوع به موضوعی دیگر بپرد و یا با بیان های مختلف برای موضوع شما جستجو کند.

# بهترین فیلم های کوتاه اغلب لحظاتی هستند که بطور عادی اتفاق می افتد اما دارای داستانی درون خود هستند. مانند کشمکشی که باید حل شود و یا محدودیت زمانی که برای کاری وجود دارد یا مسئله ای وجود دارد که شخصیتی باید انتخاب کند. در واقع فیلم کوتاه بهانه ای برای شکستن قوانین نیست  بلک فرصتی است تا در حد ممکن به مرزهای قوانین سینماتیک برای داستان گویی فشار بیاورد.

# موضوع را ساده و کوتاه بگیرید. دادن اطلاعات بیش از حد در کمتر از 10 دقیقه بینندگان شما را بیشتر مضطرب می کند تا اینکه آنها را سرگرم کند.

مراقب کلیشه ها باشید زیرا بسیاری از آنها در فیلم کوتاه وجود دارند. مانند: استخدام قاتل ، دزدی مسلحانه از پستخانه، آدم های که می بینند خودشان می میرند یا مرده اند ، کودکانی که نماد معصومیت هستند ، روابط غیر مشروع یا تجاوزی، فیلم های در مورد نوشتن یا فیلمسازی ، تعریف جوک ها و یا غرق در خود شدن.

چیزی بنویسید که آنرا می دانید و احساس می کنید تا اینکه موضوع دست دومی باشد که از فیلم دیگری دیده اید. بیانی استفاده کنید که تازه و منحصر بفرد و غیر منتظره باشد. چنین فرصتی را خیلی در کار نویسندگی خود بدست نخواهید آورد.

نکاتی که باید مراقب آن باشید

# ایده هایی که بیش از حد مفهومی هستند

# کمبود بیان داستانی

# کمبود پرداخت شخصیت ها

# حرکت و تکرار بی هدف

# دیالوگ تشریحی

توضیح در مورد فیلمنامه

RE: فیلم نامه( ScreenPlay ) 

هر فیلم نامه شامل دو بخش است :

• شناسنامه فیلم نامه
• متن اصلی

شناسنامه فیلم نامه

شناسنامه فیلم نامه ، نشان دهنده مشخصات فیلم نامه است. هر شناسنامه به طور معمول دارای حداقل سه صفحه و حداکثر ده صفحه است.

• در صفحه اول ، نام فیلم نامه ، نام فیلم نامه نویس و تاریخ اتمام آن ذکر می شود.

هر فیلم نامه نویسی موظف است ، نامی مناسب برای فیلم نامه اش انتخاب کند. این نام می تواند حقیقی باشد و یا مجازی. در نام گذاری بهتر است فیلم نامه نویس به کسانی که فیلم را تماشا خواهند کرد نیز توجه داشته باشد. برای مثال اگر فیلم نامه برای فیلم های کودکان نوشته می شود ، نام آن ساده باشد تا کودک بتواند آن را درک کند و با آن ارتباط برقرار کند ولی بر عکس اگر فیلم نامه برای فیلمی خاص و با دیدگاه فکری و فلسفی ویژه ای و برای قشر خاصی مانند روشن فکران نوشته شده نام آن کمی سنگین باشد ، به نحوی که خود به تنهایی دارای معانی زیادی باشد.
ذکر نام فیلم نامه نویس هم در صفحه اول الزامی است. اگر به دلایلی فیلم نامه نویس نمی خواهد نام واقعی خود را ذکر کند باید از نام مستعار استفاده کند زیرا خالی گذاشتن محل آن جایز نیست.
زمانی را که فیلم نامه به پایان رسیده است ، باید در صفحه اول و زیر نام فیلم نامه نویس به صورت عددی ذکر شود. اگز پس از آن فیلم نامه بازنویسی شود ، تاریخ بازنویسی به جای تاریخ قبلی نوشته می شود.

• در صفحه دوم فهرست کامل نقش های فیلم نامه ذکر می شود.
فیلم نامه نویس باید لیستی از کلیه نقش های موجود در فیلم نامه تهیه کند و همچنین سکانس هایی را که این نقش ها در آن حضور خواهند داشت ذکر کند. ترتیب نوشتن نقش ها بر اساس تعداد سکانس هایی است که در آن حضور خواهند داشت. اگر دو یا چند نقش ، تعداد سکانس های برابر داشتند بر اساس اهمیت نقش ها آن ها را در لیست قرار می دهند.

• از صفحه سوم به بعد ، خلاصه داستان فیلم نامه نوشته می شود.
برای پی بردن به داستان فیلم نامه و محتوای کلی آن ، فیلم نامه نویس باید خلاصه ای از داستان فیلم نامه را بدون به کار بردن اصطلاحات فنی و تا حد ممکن کوتاه بنویسد. در نوشتن این خلاصه باید دقت زیادی داشت ، زیرا قضاوت اشخاص و کسانی که قیلم نامه را به دستشان می دهیم ، در نظر اول تنها متکی به همین خلاصه داستان است.


متن فیلم نامه

برای نوشتن متن اصلی فیلم نامه ، ابتدا فیلم نامه نویس باید داستان مورد نظر را به سکانس های مختلف تقسیم کند. سکانس را افراد مختلف به صورت های گوناگون تعبیر و تفسیر می کنند ولی تعری مصطلح آن در فیلم نامه نویسی بر اساس مکان هایی است که داستان در آن اتفاق می افتد. البته این تقسیم بندی باید کمی منعطف باشد تا از زیاد شدن تعداد سکانس ها و سخت شدن نگارش فیلم نامه جلوگیری شود. زیرا مثلا حرکت یک دانش آموز ، برای رفتن از خانه به مدرسه ، ممکن است بر اساس مکان هایی که دانش آموز می رود ( عبور از چند خیابان مختلف) چندین سکانس شود ولی در فیلم نامه آن را یک سکانس در نظر می گیریم.

مشخصات سکانس

مشخصات سکانس که در صفحه اول هر سکانس نوشته می شود ، نکاتی هستند که در حقیقت مانند یک راهنما عمل می کنند و به گروه سازنده در مرحله فیلم برداری کمک می کنند تا کار فیلم برداری را راحت تر ، سریع تر و بدون اشتباه انجام دهند.

مشخصات سکانس شامل 10 نکته است که این نکات عبارت اند از :
شماره سکانس ، وضعیت صحنه ، زمان فیلم برداری ، مکان فیلم برداری ، تعداد نما( پلان) ، نقش های موجود در این سکانس ، وسایل مورد نیاز ، آدرس محل فیلم برداری و ملاحظات.
ذکر شماره سکانس ، وضعیت صحنه ، زمان و مکان فیلم برداری الزامی است اما باقی موارد تا حدودی اختیاری است.

در بالای صفحه مشخصات سکانس یک ردیف ستون افقی یا عمودی چهار خانه به صورت زیر می کشند. خانه اول را به شماره سکانس ، خانه دوم را به وضعیت صحنه ، خانه سوم را به زمان فیلم برداری و خانه جهارم را به مکان فیلم برداری اختصاص می دهند.

شماره سکانس وضعیت صحنه زمان فیلم برداری مکان فیلم برداری


شماره سکانس : شماره سکانس را معمولا به دو صورت عددی و حروفی در خانه اول از سمت راست جدول یادداشت می کنند.

وضعیت صحنه : وضعیت صحنه یا داخلی است یا خارجی.
داخلی به فضاهایی گویند که سر بسته است و در روز ، نور خورشید نمی تواند وارد آنها شود و یا بسیار کم وارد می شود. و برای فیلم برداری از آنها باید از نور مصنوعی استفاده کرد.
خارجی به فضاهایی گفته می شود که سر بسته نیست و در روز ، نور خورشید به آسانی وارد آن می شود.
با مشخص شدن نوع فضا ، فیلم بردار ، نور پرداز و کارگردان می توانند بفهمند چه ابزار ها و چه تکنیک هایی باید به کار ببرند.

زمان فیلم برداری : در این قسمت باید مشخص کرد که فیلم برداری در چه زمانی از شبانه روز مثلا روز یا شب باید فیلم برداری شود. مانند بالا برای فیلم برداری در ساعات مختلف ، فیلم بردار و نورپرداز باید تمهیدات ویژه ای بیندیشند.

مکان فیلم برداری : لازم است ، فیلم نامه نویس نام محلی را که فیلم برداری باید در آنجا انجام شود ذکر کند. در واقع ذکر نام محل برای این است که ، معمولا برای صرفه جویی در وقت و هزینه ، سکانس ها را با توجه به محل وقوعشان فیلم برداری می کنند ، نه بر مبنای توالی آنها ، برای مثال همه سکانس هایی را که قرار است در یک بانک فیلم برداری شود با هم می گیرند حتی اگر پشت سر هم نباشند.

مشروح سکانس

ابتدا هر سکانس به بخش های کوچکتری که پلان یا نما گفته می شود تقسیم می شود. سپس برای شرح سکانس به شرح این نماها پرداخته می شود که شامل موارد زیر است :

مشخصات صحنه : او باید صحنه ای را که این نما در آن روی می دهد توصیف کند. مثلا ابزار موجود در صحنه ، نوع قرار گرفتن آنها و ...

حرکت بازیگر : فیلم نامه نویس باید اعمالی را که شخصیت های فیلم نامه انجام می دهند ، به حرکت های کوچکتری تقسیم کند و آنها را واضح شرح دهد.

افه های تصویری : برخی از افه های تصویری ، به ویژه آنها که گذر زمان و یا تغییر مکان را نشان می دهند می تواند از سوی فیلم نامه نویس بیان شود.

دیالوگ : هر گفت و گویی که باید بین شخصیت های فیلم نامه رد و بدل شود و نیز تک گویی و نریشن باید دقیقا ذکر شوند.

صدا : صداهایی که باید سر صحنه شنیده شوند مانند صدای چکیدن آب و حتی صدای یک پرنده که آواز می خواند باید ذکر شود.

به این ترتیب یک فیلم نامه به شیوه ای استاندارد نوشته می شود و آماده ارائه است.

معرفی فیلم

ead Reckoning ساخته جان کرومول محصول ۱۹۴۷ آمریکا

ریپ مرداکبه همراه جانی دارکه در حال  رفتن به واشینگتن برای دریافت مدال افتخار جنگی هستند. جانی به طرز مشکوکی از قطار خارج شده و ناپدید می‌شود. ریپ به شهر محل سکونت جانی رفته و متوجه می‌شود سال‌ها پیش جانی متهم به قتل مردی ثروتمند شده است. ریپ به محض ورود به هتل یادداشتی از طرف جانی دریافت می‌کند. او منتظر جانی می‌ماند ولی از او خبری نمی‌شود تا اینکه از رادیو می‌شنود که شخصی در ماشین سوخته و بعد از حضور در پزشکی قانونی یقین می‌یابد جانی بوده است. ریپ به دنبال سرنخ های کوچکی که دارد به باری می‌رود و در آنجا با معشوقه سابق جانی آشنا شده و اتفاقات عجیبی برایش می‌افتد. ریپ در بار بعد از خوردن یک لیوان نوشیدنی به خواب رفته و نیمه شب به محض بیداری در اتاق هتلش جسد یکی از خدمتکاران بار را کنار خود می‌بیند...

فیلم Dead Reckoning اثری پلیسی - نوار است. داستان خوب و گره‌های جذاب داستانی مخاطب را تا پایان با خود همراه می کند. فیلمبرداری سیاه و سفید اثر با بازی خوب همفری بوگارت به فیلم شخصیت برجسته‌ایی داده‌اند. فیلم در کل اثری ارزشمند و دیدنی است و متاسفانه نسبت به سایر آثار اینچنینی مهجور مانده است.


Butch Cassidy and the Sundance Kid ساخته جرج روی هیل محصول 1969 آمریکا

بوچ کسیدی و ساندنس کید در پی سرقت‌های فراوان از قطار یونیون پاسفیک فلایر و بانک‌های منطقه مورد تعقیب مسئول یونیون پاسفیک قرار می‌گیرند. این دو برای فرار به بولیوی رفته و در آنجا نیز شروع به سرقت می‌کنند و بولیوی نیز برای آنها ناامن می‌شود...

بوچ کسیدی و ساندنس کید را یکی از کلاسیک‌های تاریخ سینما می‌دانند. بوچ کسیدی و ساندنس کید را از نمادهای ضدقهرمان هالیوود می‌دانند. این دو با تمام تخلف‌هایی که انجام می‌دهند برای مخاطب دوست‌داشتنی می‌مانند. فیلم بر اساس یک داستان واقعی ساخته شده و جرج روی‌هیل فیلم را کارگردانی کرده است. فیلم علاوه بر قصه‌ایی جذاب دارای فیلمنامه‌ایی درخشان نیز هست. ولی قطعن شاخصه اصلی فیلم حضور دو ستاره بزرگ وقت سینما پل نیومن و رابرت ردفورد است.  این دو با بازی درخشان خود بوچ کسیدی (بوچ کسیدی) و ساندنس کید (ردفورد) را برای همیشه در خاطره‌ها زنده نگه داشتند. همچنین فیلمبرداری فیلم هم از ماندنی‌های تاریخ سینماست.

فیلم ۴ اسکار گرفت و با دریافت ۹ جایزه بافتا به رکورددار دریافت جایزه بافتا تبدیل شد."کلاسیک ها نیاز به تعریف ندارند و فقط باید دیده شوند."

معرفی فیلم

Elegy ساخته ایزابل کوئیکست محصول 2008 آمریکا

دیوید کپش، منتقد ادبی و استاد دانشگاه، در یکی از کلاس‌هایش عاشق یکی از شاگردهای جوان خود دختری کوبایی-آمریائی به نام کانسولا می‌شود. دیوید و کانسولا رابطه عاشقانه‌ایی را برقرار کرده تا اینکه یک روز کانسولا از دیوید برای شرکت در مراسم فارغ‌التحصیلی‌اش دعوت کرده ولی دیوید نمی‌رود. همین موجب شده به مدت دو سال این رابطه قطع شده که کانسولا با دیوید تماس گرفته و عنوان می‌کند با او کار مهمی داشته و باید او را ببیند...

"مرثیه" آخرین ساخته فیلمساز مشهور و توانمند اسپانیایی خانم "ایزابل کوئیکست" است. مرثیه هر چند دارای قصه‌ایی تکراری است که نمونه‌های فراوان آن در سال‌های اخیر به کرات دیده شده (جالب است چنین قصه‌ایی حتا در سینمای و تلویزیون ایران نیز بارها عنوان شده است.) ولی نحوه روایت و روابط عمیق شخصیت‌ها آن را به فیلمی زنده تبدیل کرده است.  نگاه متفاوت ایزابل کوئیکست در فیلم‌هایش به زن و مرد و رابطه آنها نگاهی ساده و در عین حال تلخ است. شخصیت‌های فیلم‌هایش معمولن سرگشته و مستاصل‌اند. نوع نگاهش به زن، نگاهی ترحم‌برانگیز و عاطفی است. مرثیه عناصر ثابت فیلم‌های قبلی کوئیکست را در خود دارد. نورپردازی فیلم که کاملن تیره و تار و در سایه است. شخصیت اصلی فیلم بیماری لاعلاج دارد و...

فیلم مرثیه بر اساس رمانی به نام "مردن حیوانات" اثر "فیلیپ روث" ساخته شده است. از این رو شباهت‌های فراوانی به فیلم  "Human Stain" (در ایران ننگ بشری) را داراست. در هردو فیلم مردی سالمند و استاد دانشگاه شیفته دختر و یا زنی جوان می‌شوند. نوع رابطه آنها شبیه هم است. در هر دو مرد علاوه بر لذت از رابطه به نوعی از حضور در کنار دختر جوان احساس شرم می‌کند. این احساس شرم را به زیبایی در سکانس عدم حضور دیوید در مراسم فارغ‌التحصیلی در فیلم مرثیه می‌توان دید.

فیلم مرثیه دارای ساختار روانو خوبی است، ریتم آرام و خوبی دارد، و به راحتی با مخاطب ارتباط برقرار می‌کند. هرچند ضعف‌هایی نیز داراست به‌طور مثال نوع شخصیت‌پردازی‌های زنان را در فیلم‌های کوئیکست تا حدودی یک‌جانبه می‌دانم ولی می‌توان با توجه ارزش‌های محتوایی آن  از آنها صرف‌نظر کرد. در کل فیلم ارزش یک بار دیدن دارد. فیلم‌های کوئیکست را دنبال کنید. به خصوص توصیه می‌کنم "زندگی مخفی کلمات"، "زندگی من بدون من" و اپیزود باستیل در "پاریس، دوستت دارم" را از دست ندهید. هرچند فیلمهایش زنانه است ولی از آن نوع زنانه‌هایی که مردان نتوانند با آن ارتباط برقرار کنند نیست.

 

کوتاه در مورد فیلم‌های سینمایی

نگاهی کوتاه به چند فیلم سینمایی (۲)

Snow Angels ساخته دیوید‌گوردون ‌گرین محصول 2007 آمریکا

در بخشی از فیلم پدرِ آرتور به آرتور می‌گوید:"گاهی اوقات ما رفتارهایی می‌کنیم که توضیحی برای آنها نداریم."به نظر می‌رسد فیلم "فرشته‌های برفی" بر اساس همین جمله ساخته شده‌باشد. آرتور دانش‌آموز دبیرستان است، پدر و مادر آرتور دچار مشکل شده و از هم جدا می‌شوند. آرتور در یک رستوران در کنار آنی (بِی‌بی سیتر بچگی آرتور) کار می‌کند. آنی از همسرش گلن جدا شده و با دخترشتارا زندگی می‌کند و با همسر دوستش، نِیت، رابطه دارد. یک روز تارا گم می‌شود و همه به دنبال او می‌گردند...

همانطور که از کلیت قصه پیداست فیلم  روایتی کاملن مبتنی بر روابط انسانی و از هم گسیختگی‌های خانوادگی در کنار عدم درک متقابل است. رخدادهای فیلم در شهر کوچکی رخ می‌دهند و از این روی همه شخصیت‌ها یکدیگر را می‌شناسند و به نوعی با یکدیگر رابطه دارند. فیلم دارای داستان قابل لمسی است. با شخصیت‌های فیلم می‌توان به راحتی ارتباط برقرارکرد. فیلم دارای فیلمنامه و کارگردانی‌ایی خوب است.داستان قابل باوری دارد. قصه فیلم اساسن تلخ است و در آن نومیدی موج می زند ولی غیر واقعی نبوده و واقعیاتی از زندگی است.  هرچند فیلمساز سعی کرده است با حضور آرتور و دوستی او با لیلا توازنی در فیلم پدید آورد. در کل فیلم فرشته‌های برفی از آن جمله فیلم‌های بی ادعای هالیوودی است که دارای قصه‌ایی ساده هستند و مخاطب در طول فیلم کاملن با آن همذات پنداری می‌‌کند. فیلمساز فیلم را بر اساس رمانی به همین نام از استوارت آُ-نان ساخته است.  بازی کیت بکینسیل در فیلم بسیار دلنشین است.

در کل فیلم ارزشمندی برای دیدن است.

چگونه داستان بنویسیم؟

همه می‌دانند که نوشتن داستان هم مانند نمایشنامه یا شعر راحت نیست، این ها ادبیاتی خلاقانه است که باید برای احساسات خواننده جذابیت داشته باشد. چون داستان کوتاه توصیف‌های نویسنده از واقعیت را انتقال می‌دهد، باید استفاده ی هنری از زبان برای نشان دادن تجربه ی انسانی انجام شود. اما چگونه داستانی فوق العاده بنویسیم؟ چه مواردی را باید در اندیشه داشته باشیم تا درگیر داستان کوتاهی شویم که موفق باشد. این چگونه راهنمایی کوچکی برای شروع به کار شما است.


چگونه

1

چند رمان خوانده اید؟
خواندن برای هر کسی که می‌خواهد بنویسد لازم است. برای این که بتوانید یک داستان کوتاه خوب بنویسید، ابتدا باید داستان کوتاه‌های دیگر را بخوانید، که به شما کمک هم می‌کند که بیاموزید چگونه دیگر نویسنده‌ها بر خواننده تاثیر می‌گذارند؟ از شیوه‌ی آن ها به عنوان مبنای آفرینش شیوه و تاثیر گذاری خود استفاده کنید.

2

تازه کارید؟
برای نویسنده‌های حرفه‌ای و جاافتاده نیازی به الهام گرفتن نیست چون اندیشه به طور طبیعی جریان پیدا می‌کند و آن‌ها فقط آن اندیشه‌ها را به کلمه‌هایی روی کاغذ تبدیل می‌کنند. اما برای نویسنده‌های تازه کار مهم است که از چیزی الهام بگیرند چون نه تنها این الهام به شما کمک می‌کند که اولین بند نوشته‌ی خودتان را شروع کنید بلکه به شما در ادامه ی کار تا پایان یاری می دهد. الهام گرفتن شما می‌تواند با یک شئ‌، شخص یا حتی رخدادی که نمی‌توانید از یاد ببرید باشد.

3

باید طراح صحنه هم باشید
برای این که نوشته‌ی شما با وقایع داستانی که از قبل در ذهن دارید هم راستا باشد، خوب است که به طور خلاصه صحنه‌های داستان‌تان را روی کاغذ دیگری با دقت طرح ریزی کنید. شخصیت‌های احتمالی داستان‌تان را بنویسید و رخدادهای اصلی را به ترتیب فهرست کنید. نباید تفصیل زیادی برای رخدادها بنویسید چون این فقط به عنوان یک طرح اولیه خام برای آن چیزی که داستان شما شبیه آن خواهد بود، است.

4

چندم شخص یا دانای کل؟
این که چه کسی داستان را روایت می‌کند و چه طور می‌گوید برای این که یک داستان کوتاه تاثیر گذار باشد بسیار حیاتی است. منظر داستان، به طور بنیادی حس و آهنگ داستان را تغییر می‌دهد. از این رو شما باید با دقت از قبل برای تفکیک نهایی زاویه‌ی دید مورد استفاده در داستان تان تصمیم بگیرید، مطمئن شوید که این زاویه‌ی دید در تمام داستان شما ثابت می‌ماند تا همخوانی آن برقرار بماند.

5

شخصیت ها
برای یک داستان کوتاه، حداکثر تنها سه شخصیت اصلی بیافرینید. شخصیت‌های اصلی زیاد داستان شما را گیج کننده در می‌آورد چون هر شخصیت جدید بعد جدیدی برای داستان مهیا می‌کند. هر شخصیت باید بیش از یک کاریکاتور سطحی و مبتذل باشد. حرف‌های شخصیت‌هاتان را طوری بنویسید که با خصلت های آن ها تناسب داشته باشد. آن ها را قابل قبول ولی مرموز بسازید.

6

فصل اول
وقتی همه چیز را طراحی کردید، با شتاب اولین بند داستان تان را بنویسید . شخصیت های اصلی تان را معرفی کنید و فضا را به نمایش بگذارید . فضا باید جایی باشد که درباره اش زیاد می دانید تا بتوانید تصویر لازم برای صحنه ای که به روشنی تشریح شده در اختیار خواننده بگذارید . مقدمه ی داستان تان را جالب بنویسید تا خوانندگان را علاقمند کنید و آن ها را تشویق کنید که تا آخر آن را بخوانند. علاوه بر این مهم است که جزییات اصلی و بخش بزرگ‌تر جریان را عقب تر بیاورید تا رازگونگی آن حفظ شود.

7

چطور خواننده را جذب کنم؟
از دل مقدمه‌ی‌تان رخدادهایی را بیرون بکشید که سرانجام مساله یا درگیریی را برای شخصیت یا شخصیت‌ها می‌آفریند. پس از آن چیدمانی از سرنخ‌ها را گسترش دهید تا خواننده را علاقمند، کنجکاو و هاج و واج نگاه دارد. با پیشرفت داستان درگیری‌ها را تشدید کنید. این کار فقط خواننده‌ی شما را به شوق نمی‌آورد که بیش تر بخواند بلکه آن‌ها را به داستان شما متمرکز می‌کند.

8

نشان بدهید، نگویید
شخصیت‌ها باید آن‌هایی باشند که جوابگوی بیان داستان از طریق اعمال و گفته‌هاشان باشند و نه این که نویسنده به خواننده بگوید که چه چیزی بیان می شود. به جای گفتن، ” آنت واقعا از بهترین دوست‌اش کریستینا ناراحت بود که دوست پسرش را از چنگ اش در آورد”، بگویید ” آنت درد شدیدی در معده اش حس کرد از این خیانت که کریستینا به او نزدیک می شود و لبخند ملیحی به رویش می زند. او به سختی نفس کشید و سعی کرد خودش را آرام کند که با خشم فروخورده بگوید :” امیدوارم حالا خوشحال باشی که خودت را مثل یک دوست جا زدی”.

9

افعال معلوم داستان
تا جایی که می‌توانید سرزندگی بیشتری به داستان‌تان بدهید. برای این کار، فعل‌ها را به صورت معلوم در داستان‌تان استفاده کنید. به جای گفتن” گل‌ها به وسیله‌ی مانا جمع شد”، بگویید ” مانا گل ها را جمع کرد”.

10

داستانتان را زنده کنید
در زندگی بخشیدن به داستان تان، آوردن دیالوگ مهم است. از دیالوگ فقط برای برجسته کردن شخصیت‌ها استفاده نکنید. از آن برای باز کردن هویت شخصیت برای خواننده سود ببرید. به صورت نقل مستقیم از آن استفاده کنید؛ مانند”برو آن جا!” به جای این که غیر مستقیم بگویید:”دختر به او گفت که برود آن جا”.

11

مرجعی را دم دست داشته باشید
یک مرجع خوب مانند فرهنگ نامه یا لغت نامه در آفرینش داستان خوب، حیاتی است. می‌توانید از آن ها برای چک کردن هجی کلمه‌ها استفاده کنید و واژه هایی را پیدا کنید که با متن شما همخوانی بیشتری دارند. به جای استفاده از یک جمله یا پاراگراف بلند می‌توانید از یک یا چند کلمه برای آرایه‌ی چیزی که می‌خواهید بیان کنید استفاده کنید. اغلب اوقات یک واژه تاثیر بیشتری از یک پاراگراف کامل یا زبان گزاف دارد.

12

اطلاعات کسب کنید
برای نوشتن داستان و طراحی شخصیت ها، داشتن اطلاعاتی در مورد مکان ها، اقوام، آداب و رسوم، گویش،نوع معماری و حتی علوم انسانی به شما کمک خواهد کرد. رفتن به مسافرت و در ذهن سپردن مناظر طبیعی نیز یاری گر است.

13

پایان بندی
پایان بندی ها مانند سورتمه سواری خطرناک است. برای پایان بندی خوب، توصیه می‌شود کمی پیچ و خم اضافه کنید. پایان بندی تان را بی‌نظیر کنید اما تن به پایان بندی سرسری ندهید. سعی کنید رضایت بخش باشد اما خیلی قابل پیش بینی نباشد. به یاد داشته باشید که کوتاه باشد اما دقیق و پویا تا خواننده با حس هم‌آوایی بماند. پایان‌بندی شما همه چیز از آغاز تا پایان را خاتمه می‌دهد.

14

ویرایش و بازخوانی کنید
بعد از آن که آخرین کلمه های داستان تان را هم در آوردید، زمان شروع چرخه ی ویرایش است. با دقت به اثرتان وارد شوید و تمام اشتباهات را با توجه به ساختار جمله، کاربرد کلمه، قالب، نقطه گذاری، دیکته، هجی، دستور زبان و بررسی توصیفی درست کنید. کلمه ها، عبارت‌ها و حتی پاراگراف‌هایی که به نظر نمی‌رسد در عناصر اصلی داستان شرکت داشته باشند را پاک کنید. بعد از این کارها بگذارید برای چند روز یا حتی چند هفته کناری بماند و بعد دوباره آن را ویرایش کنید. در فرصت های مختلفی داستان‌تان را دوباره بخوانید. این کار به شما امکان می دهد موارد مختلفی را که می خواهید تغییر دهید تا داستان شما در بهترین حالت اش جلوه کند‌، ببینید.

15

دوستان خود را دعوت به نقد کنید
اجازه بدهید دوستان‌تان کار شما را بخوانند. ممکن است اشتباهاتی که از دید شما پوشیده مانده را تشخیص بدهند. مثلا، بعضی از کلمه‌ها یا سطرها که شما خیلی دوست‌شان دارید، آن ها را سر در گم می‌کند. در این مورد باید برای تغییر یا حذف کامل آن تصمیم بگیرید.

نکات و هشدارها

به یاد داشته باشید که شما نمی نویسید چون، باید، بنویسید بلکه می نویسید چون، می خواهید، که بنویسید.

چگونه خلاصه فیلمنامه بنویسیم؟


چگونه

1

در گوشه بالا سمت راست نام، اطلاعات تماس به صورت کامل (شامل آدرس، تلفن، ایمیل)، عنوان پروژه، ژانر و بازار هدف را تایپ کنید. ژانر یا زیر ژانر فیلنامه تان را تنها با یک برچسب مشخص کنید. (برای مثال درام، کمدی، رمانتیک، علمی تخیلی یا انیمیشن) به همین ترتیب مخاطبان مورد نظر تان را مشخص کنید. (به عنوان مثال نوجوانان، خانواده یا جانبازان جنگ)

2

فیلم تان را در یک جمله 25 کلمه ای یا کمتر خلاصه کنید. به این جمله “لاگ لاین” یا خط کلی داستان می گویند که می تواند به سادگی جمله “یک موجود فرا زمینی توسط دوستانش ترک می شود و باید در حومه شهر از خود دفاع کند” باشد.

3

شخصیت اصلی و ضد قهرمان که داستان براساس آنها پیش می رود را مشخص کنید. اولین پاراگراف زیر لاگ لاین را به نوشتن پیرنگ اصلی داستان که در اولین اکت فیلم اتفاق می افتد اختصاص دهید. اولین پاراگراف باید همچنین شامل پیش اطلاعات ضروری در مورد فیلم باشد.

4

نام شخصیت های اصلی داستان را وقتی برای اولین بار در پیرنگ می آیند، بزرگ بنویسید.

5

در دومین پاراگراف تعلیق و خطرات را تشدید کنید. تنها صحنه های کلیدی و نقاط عطفی که اقدامات شخصیت ها را تحت تأثیر قرار می دهد بنویسید.

6

دوباره تعلیق و خطرات را در پاراگراف سوم تشدید کنید. در این قسمت نه تنها باید مشکلات مطرح شده در قسمت های قبلی را حل کنید، بلکه باید با پیش اطلاعاتی که در پاراگراف اول داده اید، بازی کنید. مهم است که قسمت پایان فیلمنامه تان را در پاراگراف سوم فاش کنید.

7

هر گونه جایزه قابل توجه و اطلاعات اضافی ای که فکر می کنید محاسن فیلمنامه را نشان می دهد در پاراگراف چهارم ذکر کنید. اگر فیلمنامه تان اقتباسی از یکی از کارهای موجود -مانند بازی های مرحله ای یا رمان- است، باید تأییدیه ای که نشان دهد حق اقتباس آن به رسانه ای دیگر را به دست آورده اید، به این قسمت اضافه کنید. چنانچه پس زمینه های تخصصی یا تجربه منحصر به فردی دارید که به شما در نوشتن این اثر کمک کرده است آن را هم در این پاراگراف بنویسید. اما اگر هیچ کدام از این عناصر را ندارید نیازی به نوشتن پاراگراف چهارم نیست.

نکات و هشدارها

خلاصه داستان را در زمان حال بنویسید.
خلاصه داستان نباید شامل هیچ گونه خلاصه ای از دیالوگ ها باشد. با این حال اگر یکی از شخصیت ها تکیه کلامی دارد، می تواند به صورت “روز من را بساز” یا “پول را به من نشان بده” در خلاصه داستان بیاید.
اگر در نوشتن خلاصه داستان برای فیلمنامه تازه کار هستید، ساده ترین کار برای نوشتن هر قسمت این است که فیلمنامه تان را به طور مساوی به سه قسمت تقسیم کنید و در هر قسمت فقط روی نقاط اصلی تمرکز کنید.
در مورد فیلمنامه ای که هنوز کامل نشده با شرکت های تولید فیلم صحبت نکنید.
جملات بی مزه ای مثل “اگر می خواهید ببینید کشاورز بعد از اینکه خرگوش ها سبزیجاتش را دزدیدند چه کار کرد، باید خودتان فیلم نامه را بخوانید” ننویسید. شرکت سازنده فیلم می خواهد بداند که چگونه داستان را تمام کرده اید و اگر فیلمنامه تان پایان باز داشته باشد، رضایت بخش تر است.
ژانر اختراع نکنید!

قبل از ارسال فیلمنامه تان، آن را ثبت کنید.

اصول فيلمنامه نويسي: جوهره، ساختار، سبک 24:گام هاي بعدي نوشتن

 
مرحله بعدي کار شما نوشتن سيناپس است. سيناپس يک متن يک صفحه اي است که همه نکات اصلي فيلمنامه را شامل مي شود، افعال آن زمان حال هستند و روي يک صفحه به قطع A4 تايپ شده است.هر سيناپس موارد زير را نشان مي دهد.
* نقاط تغيير و گردش داستان و نقطه اوج نهايي پيرنگ
* شخصيت هاي مهم داستان و تاثيرشان بر هم و ارتباطشان
* سبک کلي فيلمنامه
شما اين سيناپس را براي خودتان مي نويسيد تا يک تصوير کلي از فيلمنامه پيدا کنيد. نوشتن اين سيناپس يک صفحه اي ضروري نيست، اما با نوشتن آن به سادگي متوجه مي شويد که نقاط ضعف فيلمنامه تان کدام ها هستند و کدام موارد را مي توانيد بدون اين که به هسته اصلي فيلمنامه خدشه اي وارد شود، از آن حذف کنيد. به عنوان مثال سيناپس فيلمنامه مرد سوم مي تواند به شکل زير باشد:
هارلي مارتينز، نويسنده خوب داستان هاي وسترن که در حال حاضر کار و بار مناسبي ندارد، به وين مي رود تا براي دوستش هري لايم کار کند. يک پليس انگليسي که برخورد سرد و غيردوستانه اي دارد، به او مي گويد که لايم که ظاهراً قاچاقچي معروفي بوده، در تصادف اتومبيل کشته شده است.
مارتينز ناباورانه به سراغ همه کساني مي رود که دوستش را مي شناسند؛ هنرپيشه زن تنها و هراسيده اي که مدارکي مبني بر داشتن ارتباط عاشقانه با لايم جعل کرده، دو تن از آشنايان لايم به نام هاي کورتز و پاپسکو که ادعا مي کنند شاهد صحنه تصادف بوده اند، راننده او و بالاخره دکترش.
در خلال اين جست و جوها او متوجه حقيقت زشتي و فسادي که در شهر وين جريان دارد شده و در مي يابد دوستش لايم (که يک رذل به تمام معنا بوده) هنوز زنده است. او با آگاهي از اين حقايق دچار عذاب وجدان مي شود. اين عذاب با تعقيب وحشتناک او توسط لايم، که براي فرار از دست پليس در فاضلاب هاي شهر ماوا گرفته و عاقبت رويارويي آن دو با هم، به پايان مي رسد.
در برخي مجلات مي توانيد نمونه هايي بسيار دقيق و خوبي از اين نوع سيناپس ها را پيدا کنيد. نمونه هايي از سيناپس فيلم هاي تلويزيوني را هم مي توانيد در مجلات و روزنامه هايي که در زمينه تلويزيون کار مي کنند، ملاحظه کنيد. در هر يک از زمينه هاي فوق کتاب هايي هم منتشر شده که خلاصه هاي خوبي در آنها يافت مي شود. (شما مي توانيد از طريق تماس با ناشراني که براي کمپاني هاي فيلم سازي کار مي کنند، اين کتاب را تهيه کنيد.)
توجه داشته باشيد که اين سيناپس يک صفحه اي با آن مطلب تک صفحه اي که شما براي معرفي، تبليغ و در واقع به قصد فروش ايده تان به تهيه کننده مي نويسيد، فرق مي کند، (البته به مورد دوم هم سيناپس يا طرح مي گويند.)
تمرين: حالا براي پيرنگي که در ذهن داريد يک سيناپس بنويسيد. طول اين سيناپس فقط يک صفحه است، پس سعي کنيد کاملاً سخت گير و جدي باشيد.

طرح گام به گام
 

از اين به بعد شما بايد تسلط کاملي روي فيلمنامه تان که در واقع در حکم يک پازل است، داشته باشيد. حرکت بعدي شما داشتن و آماده کردن يک طرح گام به گام است، (به اين طرح، طرح صحنه به صحنه هم مي گويند).
براي اين منظوربه يک سري کارت با ابعاد 7/5×12/5 سانتي متر نياز داريد.هر کارت نمايانگر يک صحنه از فيلمنامه شماست (اين صحنه ها مي توانند صحنه انتقالي هم باشند)، بنابراين لازم است که در بالاي هر کارت عبارت سرصحنه نوشته شود. بعد از نوشتن سطر اول، با بياني فشرده و خلاصه کنش هاي صحنه و نتيجه آنها را مي نويسيد. اين نوشته مي تواند در صورت لزوم بخش هاي کوتاهي از گفت و گوي شخصيت ها را هم شامل شود. به شکل شروع و پايان هر صحنه و نحوه بسط آن در قسمت مياني کاملاً دقت کنيد. چرا بايد قطع کارت 7/5×12/5 سانتي متر باشد؟ براي اين که حرفه اي هاي صنعت سينما فکر مي کنند اگر نتوانيد صحنه مورد نظرتان را روي يک کارت با اين قطع بنويسيد، قطعاً آن صحنه خيلي طولاني است.
اين کارت ها به شما کمک مي کنند که از کنار هم قرار دادن صحنه ها به سکانس و بعد از آن به هر پرده برسيد. علاوه بر اين مي توانيد نحوه کنار هم قراردادن صحنه ها را با هم و ارتباط هر صحنه با صحنه بعدي را بررسي کنيد و ببينيد داستان شما چطور بسط پيدا مي کند، شخصيت هايتان چگونه پرورده مي شوند، درباره ريتم حرکت داستانتان به يک نتيجه گيري درست برسيد و محل واقع شدن نقاط اوج را مشخص کنيد.
بعد از اين که همه کارت هايتان را نوشتيد، آنها را روي زمين مقابل خود بچينيد يا روي ديوار بچسبانيد و با دقتي بررسيشان کنيد. با اين کار اين احساس در شما ايجاد مي شود که کاملاً روي کل فيلمنامه تان تسلط و کنترل داريد. بعد از آن، کارت ها را جابه جا کنيد، بعضي از آنها را برداريد و کارت هاي جديدي را به مجموعه اضافه کنيد.حتي اگر فکر مي کنيد لازم است بعضي از کارت ها را به تناسب شخصيت ها، پيرنگ يا پيرنگ فرعي دسته بندي کنيد، با استفاده از ماژيک هاي رنگي اين کار را انجام دهيد. در واقع هر کاري که مي توانيد بکنيد تا فيلمنامه تان از نظر تاثير دراماتيک به بالاترين حد ممکن برسد.راهنمايي ها و نکاتي که در ذيل مي آيد، مي تواند در اين زمينه برايتان راه گشا باشد.

ساختار
 

صحنه هايي که از نظر دراماتيک اهميت زيادي دارند، مشخص و آنها را علامت گذاري کنيد. ببينيد اين صحنه ها چطور در کل داستان توزيع شده اند. اينها صحنه هاي مهم و برجسته قصه شما هستند. از خودتان بپرسيد:
*آيا نحوه حرکت اين صحنه هاي مهم به پيشبرد داستان به شکلي مؤثر و با ريتمي مناسب کمک مي کند؟
*آيا تعليق دراماتيکي که از داستان انتظار داشتم، حاصل شده؟
*آيا عناصري که باعث تعجب مخاطب مي شوند (تغييرات داستاني غيرمنتظره)، آن قدر در داستان هست که او را جلب قصه کند و با خود همراه سازد؟
*آيا نقاط بحراني داستانم از نظر محل وقوع و قرارگيري در قصه و فاصله زماني، متقاعد کننده و باورپذير هستند يا اين که همه اين نقاط، يکجا روي هم انباشته شده اند؟(البته نزديک بودن اين نقاط بحران در پرده سوم طبيعي است و از استثناهاي کار محسوب مي شود.)
*آيا قبل از هر نقطه بحراني يا هر اتفاق خوشايندي، موقعيتي با حس متفاوت قرار داده ام؟ آيا اين موقعيت هاي متفاوت براي متعادل کردن حس مخاطب کافي بوده اند؟
*آيا صحنه هايي که براي استراحت ذهني مخاطب يا آرامش او نوشته شده، در جاي درست قرار گرفته اند؟ (مثلاً بعد از نقطه اوج يا يک لحظه عاطفي بسيار تاثيرگذار.)
سعي کنيد در بين صحنه ها به يک ريتم و آهنگ مناسب برسيد و همين موضوع را در مورد صحنه ها و چگونگي ارتباط آنها هم مورد توجه قرار دهيد.اگر اين ريتم پيدا نشد، ترتيب قرار گرفتن کارت ها را عوض کنيد، شکل هاي ديگري را امتحان کنيد، بعضي کارت ها را حذف کنيد و يا صحنه هاي تازه اي را به مجموعه اضافه کنيد و...خلاصه اين که از کارهايي که گفتيم و يا هر کار تازه اي که باعث بهتر شدن فيلمنامه مي شود، نترسيد.

شخصيت ها
 

بايد هدف هريک از شخصيت ها را هم در کل فيلمنامه و هم در طول صحنه به خوبي بدانيد. به نقش هر صحنه و هدف از آوردن آن صحنه در فيلمنامه توجه کنيد.
* ببينيد هر يک از شخصيت هاي شما چه موقعي ظاهر مي شوند؟
* آيا در طول فيلمنامه با توجه به حرف ها و اعمالشان، به شکلي منطقي نشان داده شده اند؟
* آيا يکپارچگي شخصيت در سر تا سر فيلمنامه حفظ شده؟
* آيا منحني رشد شخصيت، باورپذير هست؟
* آيا همه شخصيت ها به تناسب در طول فيلمنامه ظاهر مي شوند يا اين که يکي (يا چند تا) از آنها براي مدتي طولاني از صحنه غايب مي شود و فقط وقتي يک ايده جديد به ذهن شما مي رسد يا به ضرورت پيرنگ او را وارد قصه مي کند؟

نقاط ضعف
 

به نقاط ضعف فيلمنامه که امکان اصلاحشان وجود دارد توجه کنيد.
* آيا صحنه هاي اکشن و پرکنش خيلي به هم نزديک هستند؟ اگر پاسخ مثبت است، سعي کنيد در بين اين صحنه ها يک موقعيت آرامش براي مخاطب فراهم کنيد. براي مثال يک صحنه گفت و گو محور که بيشتر به معرفي شخصيت ها بپردازد، يک صحنه حسي يا به تاخير انداختن حس تعليق داستان مي تواند براي اين منظور بسيار مناسب باشد.
*آيا ميزان صحنه هاي هيجان انگيز در کار کافي نيست؟ در اين حالت هم کمي موقعيت بحراني داستان را بيشتر کنيد، در ايجاد تعليق بيشتر دقت کنيد تا به اين ترتيب مخاطب را با داستان درگير کنيد. مي توانيد به ايجاد موقعيت هاي غيرمنتظره هم فکر کنيد.
* آيا قصه شما بيش از حد کنش محور و يا بيش از حد ملودرام شده؟ براي حل اي مسئله صحنه هايي را به فيلمنامه اضافه کنيد که به بسط بيشتر شخصيت ها يا نمايش رابطه ميان آنها بپردازند. اين صحنه ها حس عمق بيشتري دارند و براي مخاطب فرصتي را فراهم مي کنند تا شخصيت ها را بيشتر بشناسند و به طور مداوم درگير صحنه هاي پرهيجان نباشد.

ساختار صحنه
 

به هر يک از صحنه ها و ساختار دروني آنها توجه کنيد. اگر آن صحنه از نظر شما صحنه خوبي از کار درنيامده، سؤالات زير را از خود بپرسيد:
* آيا نسبت به آغاز، ميانه و انجام صحنه دقت کافي را داشته ام؟
* در اين صحنه، نتيجه کنش شخصيت ها متناسب با آن کنش بوده؟
* آيا شخصيت ها و کنش هايشان در آن صحنه قابل قبول هستند؟
* آيا شخصيت ها باورپذير هستند و کنش هايشان با توجه به موقعيت و شرايط آن صحنه، همان چيزي است که بايد باشد؟
* آيا خود صحنه اصلاً جذاب هست؟
* آيا وجود اين صحنه براي فيلمنامه ضروري است؟
نويسنده موقع نوشتن يک فيلمنامه و صحنه هاي آن، ابزارهاي زيادي دارد؛ از جمله سازمان دهي صحنه ها، ساختار، شخصيت ها، ارتباطات، موقعيت ها، ريتم، زاويه ديد، گفت و گو، وسايل صحنه، طراحي لباس و صدا. پس به عنوان يک فيلمنامه نويس سعي کنيد تا از همه اين ابزارها به خوبي استفاده کنيد. تصويري فکر کنيد؛ در واقع اين تصاوير هستند که سرمايه اصلي شما محسوب مي شوند نه کلمات. تصاوير شما لازم نيست که واقعي باشند، بلکه بايد حسي زنده و واقعي داشته باشند.
قدم بعد کار شما اين است؛ نوشتنِ...:

طرح تفصيلي
 

طرح تفصيلي چيست؟ متني (حدود15-12 صفحه براي يک فيلم تلويزيوني يک ساعته يا بيشتر و 30-25 صفحه براي فيلم هاي سينمايي)که روي يک کاغذ A4 تايپ شده و وقايع و رخدادهاي پيرنگ فيلمنامه را به ترتيب زمان وقوع شرح مي دهد. مي توانيد نمونه هايي از اين طرح هاي تفصيلي را که چاپ شده اند بخريد و مطالعه کنيد.
طرح تفصيلي به چند منظور نوشته مي شود؟ اين نوع از طرح دو کارکرد مهم دارد:
* اول اين که ابزاري براي فيلمنامه نويس است تا به کمک آن ذهن خود را سامان دهي کند و بافت فيلمنامه را تقويت کند.
* دومين کارکرد که کارکرد مهم طرح تفصيلي هم محسوب مي شود، اين است که به مثابه سندي براي فروش فيلمنامه به تهيه کننده، به کار مي رود. بنابراين اگر طرح تفصيلي را فقط براي استفاده شخصي خودتان مي نويسد، اين نوشته مي تواند هر چند صفحه اي که شما مي خواهيد باشد.
يک طرح تفصيلي بايد چطور باشد؟
* بايد داستان را به طور مشخصي تعريف کند، به شکلي که هم پيرنگ اصلي در آن معلوم باشد و هم پيرنگ فرعي، اما در عين حال کاملاً هم پيرنگ محور نباشد.
* براي ساختار دراماتيک کلي فيلمنامه متمرکز باشد.
* براي ما آن چه که قرار است ببينيم، يعني شخصيت ها و کنش هايشان را شرح دهد.
* به نوعي حس و حال، اتمسفر و فضاي فيلمنامه را به ما منتقل کند.
* خيلي موجز و مختصر و با پاراگراف هاي کوتاه نوشته شده باشد (بهتر است که هر صحنه يک پاراگراف را به خود اختصاص دهد)، فعل هاي آن به زمان حال باشند و براي ثبت کنش ها، حال و هوا و ريتم فيلمنامه از افعال معلوم و اسامي توصيفي استفاده شود. ريتم حرکت در طرح تفصيلي هم از اهميت زيادي برخوردار است.(سعي کنيد اينجا هم تقسيم بندي را مراعات کنيد.)
* شخصيت هاي اصلي فيلمنامه را به طور مختصر معرفي کند (حداکثر در دو يا سه جمله). هر يک از شخصيت ها را زماني معرفي کند که وارد داستان مي شوند.(نام شخصيت ها را بار اول با حروف بزرگ و بعد از آن با حروف عادي مي نويسيم.)لازم نيست که شخصيت ها و پس زمينه شان را در صفحاتي جداي از طرح تفصيلي توضيح دهيم، چون قرار است اين متن وسيله اي براي فروش فيلمنامه باشد نه شجره نامه خانوادگي شخصيت ها يا بازيگران!
اگر لازم بو مي توانيد گاهي گفت و گوهاي کوتاهي را هم در طرح تفصيلي بياوريد. اما فقط وقتي اين کار را بکنيد که افزودن گفت و گوها حس و حال بهتري به طرح تفصيلي بدهد و به انتقال حس فيلمنامه کمک کند. با اين وجود سعي کنيد تا حد امکان کمتر از گفت و گو استفاده کنيد.
آيا نوشتن يک طرح تفصيلي خوب کار ساده اي است؟ نه، در واقع خيلي از نويسنده ها (و همين طور آژانس ها)معتقدند که نوشتن يک طرح تفصيلي خوب از نوشتن خود فيلمنامه سخت تر است.حتي گاهي درست نصف زماني که براي نوشتن يک فيلمنامه سخت تر است.حتي گاهي درست نصف زماني که براي نوشتن يک فيلمنامه صرف مي شود، لازم است تا يک طرح تفصيلي خوب آماده شود. نوشتن يک طرح تفصيل، خود مهارتي ويژه و جداگانه مي طلبد. هيچ شيوه و دستورالعمل خاصي براي نوشتن يک طرح تفصيلي وجود ندارد.پيشنهادهايي که پيش تر ارائه کرديم، به عنوان نوعي دستورالعمل پذيرفته شده اند، اما بايد اين را هم در نظر داشت که هر فيلمنامه اي ويژگي هاي خاص خود را دارد و بايد اين ويژگي ها به کمک طرح تفصيلي به مخاطب مورد نظر منتقل شود.
آيا نوشتن يک طرح تفصيلي لازم و ضروري است؟ نه، اما نوشتن آن گام مهمي در کار فيلمنامه نويسي محسوب مي شود. چرا؟
*در يک طرح تفصيلي همه نقاط ضعيف فيلمنامه خود را نشان مي دهند.حتي مي توانيد بفهميد فيلمنامه مورد نظرتان ارزش تکميل کردن را دارد يا نه. اگر موقع نوشتن طرح تفصيلي همه چيز خوب پيش برود، آن وقت شما سريع تر مي توانيد به سراغ مرحله بعدي يعني نوشتن نسخه اوليه فيلمنامه برويد. اگر موقع نوشتن طرح تفصيلي به مشکل برخورديد، يک هفته آن را کنار بگذاريد و روي يک پروژه ديگر کار کنيد. به اين ترتيب بعد از مدتي فاصله گرفتن از طرح، با حس و حال بهتري دوباره به سراغ آن خواهيد رفت. هيچ گاه تا زماني که از طرح تفصيلي خود کاملاً راضي نشده ايد، به سراغ نوشتن نسخه اوليه فيلمنامه نرويد.
* و بالاخره اين که براي جلب نظر يک تهيه کننده بايد طرح تفصيلي را براي او بفرستيد. (چون خواندن طرح تفصيلي سريع تر و آسان تر از خواندن فيلمنامه کامل است.) البته همه فيلمنامه ها حتماً با يک طرح تفصيلي همراه نبوده اند. به هر حال خود فيلمنامه هم بايد بتواند قابليت فروش داشته باشد.
طرح هاي تفصيلي مي توانند در حکم يک جام شراب زهرآلود باشند. نوشتن آنها خيلي سخت و درست مثل کابوس است و اين در حالي است که فقط چيزي مثل حس يک فيلم را به شما منتقل مي کنند، نه بيشتر. اما مشکل اينجاست که نمي توانيد قبل از نوشتن طرح تفصيلي، فيلمنامه کامل را بنويسيد.
(آدريان هوگز، فيلمنامه نويس)
تمرين: سعي کنيد چند طرح تفصيلي خوب پيدا کنيد.آنها را با هم مقايسه و تفاوت هايشان را بررسي کنيد. توجه کنيد که اين طرح هاي تفصيلي چطور انرژي و حس و حال فيلم سينمايي يا تلويزيوني مورد نظر را به شما منتقل مي کنند.
تمرين: حالا نوبت آن رسيد که طرح تفصيلي خودتان را بنويسيد. براي اين کار مي توانيد از همه ابزارهايي که دراختيار داريد، مثل کارت هاي صحنه، ايده ها، تصاوير و نيز قدرت داستان گوييتان استفاده کنيد و قصه اصلي و جالب خود را تعريف کنيد.

و حالا آغاز نوشتن
 

موقع نوشتن اولين نسخه فيلمنامه ام درست مثل اين است که مي خواهم به يک پرسش چندگزينه اي جواب بدهم. فقط وقتي چيزي مي نويسم که کاملاً از درستي آن مطمئن باشم، بعد تا آخر کار پيش مي روم و بعد از اتمام نوشتن، همه کار را مرور مي کنم. مشکل فيلمنامه نويس هاي جوان اين است که دائم در حال بازنويسي هستند و به اين ترتيب فرصت جوشش و خلاقيت ذهني را از خود مي گيرند. بازنويسي کردن در طول کار را فراموش کنيد، چون بعداً هم مي توانيد اين کار را بکنيد.
(تام شولمن)

نسخه اوليه
 

با نوشتن سيناپس، کارت هاي صحنه و بالاخره طرح تفصيلي، 65 درصد از کل کار را انجام داده ايد. حالا وقتش رسيده که به سراغ 5 درصد ديگر از کار برويد و اين 5 درصد نوشتن نسخه اوليه است. بايد اين کار را خيلي سريع و بدون فوت وقت و حداکثر 10 روز کاري پيوسته تمام کنيد.کارت هاي صحنه، راهنماي خوبي براي تعيين ساختار روايت و گفت و گوها هستند.حالا که همه چيز را از قبل آماده کرده ايد، پس بنشينيد و کار را شروع کنيد! براي کارتان يک برنامه ريزي داشته باشيد. مثلاً اگر قرار است فيلمنامه شما 120 صفحه باشد، پس بايد روزي حداقل 12 صفحه بنويسيد. مي توانيد در صورت لزوم اصلاحات کوچکي هم روي کار اعمال کنيد، هرچند قرار نيست در اين مرحله کار شما کامل و بي نقص باشد، بلکه فقط مي خواهيد به فرم فيلمنامه برسيد.
راهنمايي: اگر با دست بنويسيد، بهتر است اين کار را روي کاغذ خط دار و درست با همان اصولي که قبلاً گفتيم بنويسيد تا از نظر زمان بندي هر صفحه از کار شما معادل يک دقيقه از فيلمنامه باشد و ريتم و طول زماني کار دچار مشکل نشود. در طول اين 10 روز، هيچ وقت براي بازنويسي به سراغ نوشته هاي روز قبل نرويد. بازنويسي مرحله اي از کار است که بعداً نوبت آن مي رسد.
تلاش کنيد تا:
* از تصاوير و عبارات کليشه اي پرهيز کنيد.
* از نوشتن عبارات و گفت و گوهاي کامل و دقيق اجتناب کنيد.
* صريح و واضح حرف بزنيد. از لفاظي و نوشتن جملات طولاني (به ويژه در گفت و گوها) پرهيز کنيد.
* گفت و گوهايتان کوتاه و نمايشي باشد.
* کنش ها و واکنش هاي شخصيت ها را کامل بنويسيد.
* تصويري فکر کنيد؛ به عبارتي حرف نزنيد، بلکه منظور خود را نشان بدهيد.
* سعي کنيد فيلمنامه تان واضح، مؤثر، به ياد ماندني بوده و خواندن آن براي همه مخاطب آسان باشد.
البته همه اين توصيه ها در نسخه اوليه محقق نمي شود، اما سعي کنيد موقع نوشتن آنها را مد نظر داشته باشيد. حالا اين نوشته را کنار بگذاريد، کارت هاي صحنه تان را برداريد، برويد و مشغول نوشتن شويد!

...ده روز بعد...
 

نقطه آخرين جمله: پايان کار يا شروع مرحله اي تازه؟
بعد از اين که از تونل نوشتن نسخه اوليه فيلمنامه گذشتيد، با خود فکر مي کنيد: «تمام شد، موفق شدم، ديگر بهتر از اين نمي توانستم!»
اشتباه مي کنيد! حتماً مي توانيد و بايد بتوانيد کار را موقع بازنويسي بهتر و بهتر کنيد. اما قبل از هرچيز احتياج به استراحت داريد. اين 10 روز و قبل از آن حسابي روي فيلمنامه تان کار کرده ايد و آن قدر به آن نزديک شده ايد که نمي توانيد با بي طرفي و با نگاهي واقع بينانه با آن مواجه شويد. براي همين هم لازم است کمي از آن فاصله بگيريد.
حالا نسخه آماده را حداقل براي يک هفته و حتي اگر شده به مدت يک ماه کنار بگذاريد و سعي کنيد آن را فراموش کنيد. بد نيست روي پروژه ديگري که احتمالاً در ذهن داريد کار کنيد.(اصلاً از اين موضوع ناراحت نباشيد، خيلي از فيلمنامه نويس ها، هم زمان روي چند پروژه کار مي کنند.) فقط وقتي به سراغ فيلمنامه اوليه برويد که حس کنيد مي توانيد با نگاهي بي طرف، غيراحساسي و انتقادي آن را بخوانيد. در چنين شرايطي است که مي توانيد وارد مرحله بعدي، يعني بازنويسي متن (30 درصد نهايي کار)شويد. مرحله بازنويسي، مرحله اي است که بعد از آن يک فيلمنامه واقعي به دست مي آيد.
منبع: ماهنامه فيلم نگار 28

شکل صحیح ارائه فیلمنامه

به خاطر بی‌توجهی به استانداردهای صنعت سینما، نحوۀ ارائۀ فیلمنامه در سینمای ایران به شکل صحیحی صورت نمی‌گیرد. اکثر فیلمنامه‌ها از لحاظ فرمت دچار مشکلات عدیده‌ای هستند. نوع ارائۀ آن‌ها نیز خلاف اصول و رسومات صنعت سینماست. مفهوم لاگ لاین هم چنان مورد غفلت قرار گرفته که حتی سازندگان برخی فیلم‌های مهم سال‌های اخیر خلاصه‌های تک خطی اشتباه و گاه مضحکی را به نشریات و سایت‌ها ارائه کرده‌اند.

برای ارائۀ فیلمنامۀ خود به تهیه‌کنندگان و فیلمسازان، بهتر است در وهلۀ‌ اول فرمت استاندارد فیلمنامه ـ که در ایران به ندرت رعایت می‌شود ـ را در فیلمنامۀ خود به کار ببرید. این فرمت به فیلمنامۀ شما شکل و ظاهری حرفه‌ای و استاندارد می‌دهد و حداقل از لحاظ ظاهری باعث می‌شود که با فیلمنامه‌های دیگری که همراه با فیلمنامۀ شما روی میز فیلمنامه‌خوان قرار می‌گیرند تفاوت داشته باشد.


گاهی ایده را با پیرنگ اشتباه می گیریم و فکر می کنیم چون یک ایده ی عالی به ذهنمان رسیده پس حتما فیلمنامه ی خوبی خواهیم نوشت.

اما ایده ی خوب  فقط در حد یک جمله، زیباست !  و تنها چیزی که باعث تبدیل  ایده  ی خوب به فیلمنامه خواهد شد، یک پیرنگ اصلی قوی با لایه های زیرین تر پیرنگ،  و یا یک پیرنگ اصلی قوی و چند پیرنگ فرعی است. 

برای حرکت قوی فیلمنامه به سمت جلو ، به دنبال پیرنگ باشید ، به یک ایده ی خوب اکتفا نکیند چرا که قدرت زیادی برای حرکت به شما نخواهد داد .


هنر فیلمنامه نویسی ، شبیه به رقص است.  رقصنده ای که در آن ِ واحد باید هزاران نکته ی ریز و درشت را رعایت کند  تا یک رقص خوب را به معرض نمایش بگذارد،  در حالیکه ببینده ی رقص متوجه ی تلاش طاقت فرسای رقصنده نمی شود و فقط یک رقص زیبا را تماشا می کند و لذت می برد.

فیلمنامه نویسی نیز به همین گونه است. باید در آن ِ واحد، تمام ِ رمز و رموز نوشتن  را به کار ببرید تا بتوانید فیلمنامه ی خوبی داشته باشید.

از نحوه ی نگارش صحیحِ فیلمنامه گرفته تا نداشتن غلط های املایی و تایپی ، از شخصیت پردازی های قوی گرفته تا نوشتن سکانس هایی که رابطه ی علت و معلولی قوی دارند،    از پرداختن به موتیف ها و جزییات بسیار ریز اما مهم گرفته تا بنا کردن یک ساختمان عظیم کلی به نام فیلمنامه، از نوشتن دیالوگ هایی که هم اطلاعات می دهد و هم زیر متن است گرفته تا ننوشتن دیالوگ های کلیشه ای و رو ،  خلاصه همه و همه را باید شبیه یک رقصنده ی حرفه ای به طور همزمان رعایت کنید تا چشم انداز خوبی برای مخاطبانتان فراهم نمایید. 

غفلت از هر کدام ، باعث افت ِ کیفیت ِ فیلمنامه ی شما خواهد شد.

اما به خاطر بسپارید که این امر میّسر نیست مگر اینکه شبیه رقصنده ای  که حرفه  ای شده ، هزار بار زمین بخورید و بازهم بلند شوید تا در نهایت  بهترین رقص را عرضه کنید....

این یعنی بازنویسی ، بازنویسی ، بازنویسی و ... بازهم  بازنویسی های خسته کننده اما نتیجه بخش !